اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ساعات و لحظات آخر حیات پیامبر 2

17٬472

ساعات و لحظات آخر حیات پیامبر 2

4
  • خطبه رسول خدا در تمسک به ثقلین

  • آنگاه رسول خدا صلى اللَه علیه وآله از منبر پائین آمد و مردم در رفتن و تجهیز لشکر سرعت کردند 1.

  • ابن سعد با سند خود از أبوسعید خُدرى از رسول خداصلى اللَه علیه وآله روایت مى ‌کند که فرمود: اِنّى اُوشِک أنْ اُدْعَى فَاُجِیبَ، وَ إنّى تَارِک فِیکمُ الثّقَلَینِ: کتَابَ اللَه وَ عِتْرَتِى، کتَابُ اللَه حَبْلٌ مَمْدودٌ مِنَ السّماءِ إلَى الأرْضِ وَ عِتْرَتِى أهْلَ بَیتِى. وَ إنّ اللّطِیفَ الْخَبِیرَ أخَبَرنِى: أنّهُمَا لَنْ یفْتَرِقَا حَتّى یرِدَا عَلَىّ الْحَوْضَ، فَانْظُرُوا کیفَ تَخْلُفُونّى فِیهِمَا ! 2

  • «نزدیک است که من از طرف پروردگارم دعوت شوم و اجابت کنم، و من در میان شما دو متاع نفیس و گرانقدر باقى مى‌ گذارم: کتاب خدا و عترت خود را! کتاب خداوند که ریسمانى است که میان آسمان و زمین کشیده شده است، و عترت من که اهل بیت من مى‌ باشند. و تحقیقاً خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده است که: آن دو از هم جدا نمى ‌شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. اینک شما بنگرید که چگونه حقّ مرا در این دو یادگار بجامانده، رعایت مى ‌کنید؟ !»

  • شیخ مفید در «ارشاد» گوید: و از امورى که بر فضیلت و برترى امیرالمؤمنین ‌علیه السلام مى‌ افزاید و او را به جلالت رتبه و منزلت اختصاص مى ‌دهد، امور مختلف و متعددى است که بعد از حجّة الوداع براى رسول اللَه رخ داد و قضایا و حوادثى است که به قضا و قدر خداوندى اتّفاق افتاد. از جمله آنکه چون رسول اللَه دانست که ارتحالش از این جهان نزدیک است بنابر این آنچه را که بیانش لازم بود براى امّت خویش بازگو کرد؛ فلهذا براى خود قائم مقام و خلیفه‌اى در میان مسلمین قرار داد و آنها را از اختلاف و فتنه پس از خود بر حذر داشت، و اکیداً آنان را به تمسّک به سنّت خود و اجماع و اتّفاق توصیه و سفارش نمود، و بر اقتداء به عترت خود و اطاعت و نصرت و حراست و محافظت از آنها، و اعتصام و تمسّک به ایشان در دین توصیه نمود، و از مخالفت و کناره‌ گیرى بر حذر داشت.

    1. طبقات» ابن سعد، طبع بیروت، ج٢، ص.١٩٤
    2. از ادلّه عظمت وامامت امیرالمؤمنین علیه السلام آنست که او را رسول خداصلى اللَه علیه وآله در هیچ لشگرى تحت فرمان کسى قرار نداد و در هر لشگرى که او را می‌فرستاد، فرمانده بود. در سپاهى که براى فتح خیبر ابوبکر و سپس عمر را فرمانده کرد و آنها پا به هزیمت و فرار نهادند، امیرالمؤمنین علیه السلام نبود. امّا فردا که فرمود: علم جنگ را به کسى می‌دهم که فرّار نیست و کرّار است و محبّ و محبوب خدا و رسول خداست، و به على علیه السلام داد و او را فرمانده نمود، ابوبکر و عمر را در زیر لواى آن حضرت مأمور کرد. در سریه اسامةبن زید که وجوه و اعلام مهاجرین و انصار را تحت فرمان و مأمور امر اسامه نمود امیرالمؤمنینعلیه السلام را مأمور نکرد. و این براى آن بود که به همه نشان دهد اسامه هفده ساله ـ و یا هجده ساله و یا نوزده ساله، و یا بیست ساله، و هیچکس از این مقدار بیشتر نگفته است ـ را فرمانده کرده و دیگران را از قابلیت فرماندگى انداخته است. در اینجا می‌بینیم ابن ابى الحدید معتزلى در قصیده رائیه خود که از قصائد سبع علویات است در مقام افضلیت امیرالمؤمنین علیه السلام مى‌گوید:
      و لا کان فى بعث ابن زیدٍ مُؤَمّرَا ** عَلَیه لیضْحى لابنِ زید مُؤَمّرَا
      و لا کان یوم الغار یهفُو جَنانُهُ ** حِذاراً و لا یومَ العَریشِ تَسَتّرَا
      و لا کانَ مَعْزُولاً غداةَ بَراءةٍ ** و لا فى صلوةٍ اُمّ فیها مُؤَخّرَا
      فتىً لم یعَرّقْ فیهِ تَیمُ ابْنُ مُرّةٍ ** و لا عَبَدَاللاّتَ الخبیثة أعْصُوا
      إمَام هُدىً بالقُرْصِ آثَرَ فَاقتضَى ** له القُرْصُ رَدّ القرصِ أبْیض أزهَرا
      یزاحِمُه جِبریلُ تحتَ عباءَةٍ ** لَها قیل: کلّ الصّیدِ فى جانب الفَرا
      (از قصیده دوم ابن ابى الحدید، با شرح سید محمد صاحب «مدارک» که با معلّقات سبعه و قصیده برده در یک مجموعه طبع سنگى شده است.)
      در اینجا ابن ابى الحدید در برابر مثالب ابوبکر، مناقب آن حضرت را مى شمرد و مى گوید که او در سپاه اُسامةبن زید که او را رسول خدا امیر قرارداده بود قرار نگرفت تا اسامه امیر وى باشد. و در وقت هجرت که امیرالمؤمنین تا صبح در بستر پیامبر خسبید و ابوبکر در غار به پیغمبر پیوست و قلبش از ترس مى تپید، دلش نتپید. و در جنگ بدر که امیرالمؤمنین به تنهائى سى و پنج نفر را کشت و سى و پنج نفر دیگر را مسلمانان با معاونت ملائکه کشتند، و ابوبکر در سایبانى که براى پیغمبر درست کرده بودند و خود را پنهان نموده بود؛ امیرالمؤمنین خود را پنهان نکرد. و در وقتى که ابوبکر را براى ارسال سوره برائت به مکه فرستاد و سپس او را عزل نمود و مأموریت را به امیرالمؤمنین داد، امیرالمؤمنین را معزول نساخت و هرگز در نماز جماعت مؤخّر قرار نگرفت. على آن جوانمردى است که رگ و ریشه تیم بن مرّة در خون او نبوده چون از طائفه و قبیله ابوبکر نبود، و رگ و ریشه اجداد رسول خدا در او بود، و او در زمانهاى دراز و عصرهاى متوالى همانند ابوبکر در مقابل بت لات خبیث به سجده در نیامد و آن را نپرستید. على پیشوا و امام هدایت است که در حال افطار قرص نان خود را به سائل داد و بدین سبب قرص خورشید سپید و درخشان براى او برگشت. على کسى است که در روز مباهله با نصاراى نجران پیامبر او را با خود و فاطمه و حسنین علیهم السلام در زیر کساى یمانى برد و جبرائیل نیز خود را در زیر کسا داخل کرد و به افتخار همنشینى با وى مفتخر آمد. بدین جهت است که على جامع فضایل و مناقب است، چنانچه در مثل مشهور آمده است که: تمام و کمال تمام صیدها و شکارهاى خوش خوراک صحرائى را که بخواهى بیابى آن را در داخل شکم حمار وحشى جستجو کن که از همه لذیذتر و شکارش مشکلتر است.
/