اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ساعات و لحظات آخر حیات پیامبر 2

17٬472

ساعات و لحظات آخر حیات پیامبر 2

6
  • سپس پرچم امارت را براى اُسامة بن زید بن حارثه بست، و به او امر کرد تا با تمامى امّت حرکت کند، و به سوى همان جائى که پدرش در بلاد روم شهید شد، برسد. و رأى رسول اللَه بر این شد که جماعتى از متقدّمان از مهاجرین و أنصار در عسکر اسامه باشند، تا اینکه هنگام رحلتش در مدینه کسى نباشد تا در ریاست اختلاف کند و طمع بر تقدّم در ریاست بر مردم داشته باشد، و امر خلافت و امامت براى آن کسى که خودش معین کرده است، محکم و مستحکم گردد و مُنازعى در این بین پیدا نشود.

  • رسول خداصلى اللَه علیه وآله روى همین منظور عقد امارت را براى اسامه بست و در بیرون رفتن مخالفان و إخراجشان از مدینه جِدّ و جَهْد داشت و اُسامه را مأمور نمود که مُعَسْکر خود را در یک فرسخى (جُرْف) خارج مدینه قرار دهد و مردم را تحریض و ترغیب بر خروج مى‌نمود و از دو دلى و تلوّن و کندى و سستى جِدّاً منع مى ‌نمود.

  • استغفار رسول خدا برای مردگان بقیع و اخبار از روی آوردن فتنه‌ها

  • رسول خدا در همین امر بود که مرضى که در آن رحلت کرد به او عارض شد. و چون احساس مرض مرگ نمود 1 دست على را گرفت و به دنبال او جماعتى از مردم بودند و متوجّه به سوى بقیع شد و به همراهانش گفت: من مأمور شده ‌ام براى مردگان بقیع استغفار کنم. مردم با پیامبر آمدند تا در میان قبور بقیع رسیدند. پیامبر گفت: السّلامُ عَلَیکمْ یا أهْلَ الْقُبُورِ، لِیهْنِئْکمْ مَا أصْبَحْتُمْ فِیهِ مِمّا فِیهِ النّاسُ! أقْبَلَتِ الْفِتَنُ کقِطَعِ اللّیلِ الْمُظْلِمِ یتْبَعُ أوّلَهَا آخِرُهَا.

  • «سلام بر شما خفتگان در میان قبرها! گوارا باد براى شما سعادت و نجاتى که با آن از دنیا رفته ‌اید و به فساد و فتنه امروز مردم مبتلا نشدید! فتنه ‌ها همانند پاره‌هاى سیاه شب ظلمانى روى آورده است که آخرین آنها به دنبال و پیرو أوّلین آنهاست!»

    1. علّامه آیة اللَه سید عبدالحسین شرف الدّین عاملى در «الفصول المهمّة» طبع دوم، ص٨٦ گوید: روزى که رسول اکرم صلى اللَه علیه وآله جیش اسامه را تجهیز کردند و مرتب نمودند و وجوه مهاجرین و انصار مثل ابوبکر و عمر و ابوعبیده و سعد و امثالهم را در آن نهادند، چهار شب به آخر ماه صفر (٢٦ صفر) از سنه یازدهم هجرت بوده است. و فرداى آن روز (٢٧ صفر) اُسامه را طلبیدند و فرمودند: برو به سوى مقتل پدرت و با اسبان غازى آن زمین را فراگیر، من تو را امیر بر این لشگر قرار دادم. و در فرداى آن روز (٢٨صفر) مرض بر رسول خداصلى اللَه علیه وآله روى داد و تب کرد، و در روز (٢٩ صفر) رسول خدا دید که آن جماعت در حرکت سنگینى مىکنند حضرت به سوى آنان بیرون شد و آنها را بر سیر و حرکت ترغیب نمود و با دست مبارک خود، لواء جنگ را براى اُسامه بست. و در ص ٨٧ گوید: جیش اُسامه تا روز دهم شهر ربیع الأول از حرکت کندى و خوددارى کرد تا حضرت در این روز که روز شنبه بود و دو روز به ارتحالش مانده بود، دستمال بر سر بسته و با حالت شدّت مرض بیرون رفت و خطبه خواند و با حال غضب آنان را در طعن بر امارت اسامه نکوهش و سرزنش فرمود:
      و در ص ٨٨ گوید: در روز ١٢ ربیعالأوّل اسامه با عمر و ابوعبیده به مدینه برگشتند در حالى که آنحضرت در حال جان دادن بود. فرجع الجیش باللّواء إلى المدینة.
      أقول: این بنابر مشهور نزد عامّه است ولیکن خاصّه رحلت آنحضرت را در روز ٢٨ از ماه صفر گفتهاند.
/