اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ساعات و لحظات آخر حیات پیامبر 2

17٬472

ساعات و لحظات آخر حیات پیامبر 2

8
  • ایستادن پیامبر بعنوان امام جماعت وعدم اجازه به ابوبکر وعمر 

  • پس از این خطبه، پیغمبراکرم‌ صلى اللَه علیه وآله از منبر به زیر آمد و با مردم نماز خفیفى ادا کرد و داخل منزلش شد و در آن وقت، در حجره اُمّ‌ سلمه بود، و یکروز یا دو روز در آنجا توقّف فرمود. آنگاه عائشه به سوى اُمّ‌سَلمه ـ رضى اللَه عنها ـ آمد، و از او درخواست کرد تا رسول خدا را به حجره خود برد و خود مباشرت مرض او کند، و از سایر زنان رسول‌اللَه نیز درخواست کرد، همگى إذن دادند، و رسول خدا به حجره‌اى که عائشه در آن سکنى‌ داشت منتقل شد، و چند روز مرضش به طول انجامید و شدّت کرد. بلال هنگام نماز صبح آمد و رسول اللَه ‌صلى اللَه علیه وآله در تاب مرض بود، بلال ندا کرد: الصّلَوةَ یرْحمکمُ اللَه. رسول خدا از نداى بلال متوجّه موقع نماز شد و گفت: بعضى از مردم با مردم نماز بخوانند. من الآن به توجّه نفس خویش مشغولم. عائشه گفت: أمرکنید أبوبکر نماز کند، حفصه گفت: أمر کنید عمر نماز کند.

  • رسول خدا صلى اللَه علیه وآله چون دید این دو نفر در حالى که هنوز خودش زنده است این طور حریصند در اینکه آوازه پدر خود را بلند کنند و جلال و عظمتش را بنمایانند، و مفتون و شیفته این نام و نشان هستند، فرمود: اُکفُفْنَ فَإنّکنّ صُوَیحِبَاتُ یوسُفَ! «دست از این شخصیت طلبى بردارید، شما تحقیقاً مانند زنان فتنه‌ گر زمان یوسف مى ‌باشید که هر یک در پنهانى براى یوسف پیغام عمل شنیع و مراوده فرستادند!»

  • پیامبر خداصلى اللَه علیه وآله از ترس آنکه مبادا یکى از آن دو نفر با مردم نماز بخوانند، خود برخاست که به مسجد برود. پیامبر آن دو را امر کرده بود که با اُسامه از مدینه خارج گردند، و خبرى از تخلّف آنها نداشت. أمّا چون از عائشه و حفصه آن گفتارشان را شنید، دانست که آنها از امر وى تخلّف نموده ‌اند.

/