
ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1
ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1
10آنگاه رسول خدا دست فاطمه را گرفته بر سینه مبارک خویش ضمّ نمود، و زمانى ممتدّ چشمهاى خود نگشود چنانچه حاضران تصوّر کردند که مرغ روحش بر فراز کنگره عرش پرواز نموده. فاطمه سر در پیش گوش آن سرور برده گفت: یا أبْتَاهْ! هیچ جوابى نشنید. گفت: جان من فداى تو باد! به حال من نظر کن و یک سخن با من بگوى!
حضرت مقدّس نبوى چشمها باز کرده فرمود: اى دختر من! گریه را موقوف دار که حَمَله عرش بر بُکاء تو میگریند و به دست خود قطرات عبرات از رخسار آن فرزند ارجمند پاک کرد و در تسکین خاطر فاطمه زهراء کوشیده او را بشارتها داد و گفت: بارخدایا وى را در فرقت من صبر کرامت فرماى! و با وى گفت: چون روح مرا قبض کنند بگوى: ﴿إنّا لِلّهِ و إنّا إلْيهِ راجِعُونَ﴾ اى فاطمه هر مصیبتى که به کسى رسد در برابر آن عوضى خواهد یافت.
فاطمه گفت: یا رسول اللَه! کدام کس و کدام چیز تو را عوض تواند بود؟! بعد از آن، حضرت باز دیده هاى مبارک بر هم نهاده، فاطمه گفت: وَاکرْبَاهْ! رسول اللَه فرمود که: هیچ کرْب و غم بعد از این بر پدر تو نخواهد بود. یعنى اندوه و پریشانى که بر افراد انسان روى مینماید به واسطه تعلّقات جسمانى است و اکنون قطع علایق بشریت دست داد، نداى ﴿اِرْجِعِى إلَى رَبّك رَاضِيةً مرضية﴾ به گوش جان رسید. جان نازنین به جوار رحمت ربّ العالمین خواهد شتافت. همه رَوْح و ریحان و جنّت و نعیم مشاهده گشت، هیچ حسرت و اندوه و ألَمْ باقى نخواهد ماند.1
میرخواند مطلب را دنبال میکند تا میرسد به اینجا که: چون رسول خدا را دفن کردند و جمله یاران از سر خاک برگشتند نخست به در خانه فاطمه زهرا علیها السلام آمده، شرائط تعزیت بجاى آوردند.
قرّةالعین رسول اللَه از ایشان پرسید که: پیغمبر را دفن کردید؟! جواب دادند که: آرى! فرمود که: چون از دل خود رخصت یافتید که خاک بر آن حضرت پاشیدید؟! آخر او نَبِىّ الرّحْمَة بود! گفتند: اى دختر رسول خداى! خاطر ما نیز از این صورت ملول و محزون است، اما نسبت به حکم بارى سبحانه و تعالى جز انقیاد أمر تصوّر نمیگردد.
- بیان علامه سید شرف الدین در فضیلت حضرت زهرا (ع)
آیة اللَه سید شرف الدّین عاملى در کتاب ارزشمند خود «النصّ و الاجتهاد» طبع دوم ص٩٣ تا ص ٩٥ در متن و تعلیقه مطالبى آورده است که حاصلش این است: أوّلاً فاطمه زهراء سلاماللَه علیها هموزن و هم مقام حضرت مریم دختر عمران است به دلالت نصوص صریحه در اخبار متظافره صحیحه، از جمله روایتى است که ابن عبدالبر در «استیعاب» و غیر او از اعلام صاحب نظران عامّه آوردهاند که رسول خداصلى اللَه علیه وآله به دیدن فاطمهعلیها السلام در حالى که فاطمه مریض بود به عیادت رفت و فرمود: اى نور چشم من! اى دخترک من! حالت چطور است؟! فاطمه گفت: دردناکم و علاوه طعامى ندارم که بخورم. رسول خدا فرمود: اى دخترکم! آیا راضى نیستى که سیده و سرور و سالار زنان جهانیان باشى؟! گفت: اى پدر جان! پس مریم بنت عمران کجاست؟! فرمود او سید و سالار زنان عالم خود است و تو سید و سرور زنان عالم خودت هستى! آگاه باش که من تو را به شوهرى دادم که او سید و سالار است در دنیا و آخرت ـ تا آخر روایت. ثانیاً فاطمه سلام اللَه علیها از مریم افضل است و افضلیت او بر مریم نزد أئمه عترت طاهره و اولیاء آنها چه از امامیه و غیر امامیه مسلّم است. و بر افضلیت وى بر سایر زنان حتى سیده مریم بسیارى از محقّقین اهل سنّت و جماعت تصریح کردهاند مانند تقى سبکى، و جلال سیوطى، و بدر، و زرکشى، و تقى مقریزى، و ابن أبى داود، و مناوى بنابر آنچه علّامه نبهانى در کتاب «الشرف المؤبّد» در فضایل زهراء ص ٥٩ آورده است. ثالثاً فاطمه و مریم و خدیجه و آسیة افضل زنان اهل بهشتند. و این خبر را امام أحمد از حدیث ابنعبّاس در ص ٢٩٣ از ج١ «مسند» خود آورده و أبو داود در ترجمه خدیجه از «استیعاب» و قاسم بن محمّد در ترجمه زهراء ایضاً از «استیعاب» روایت نموده است رابعاً فاطمه و آن سه زن بزرگوار سیده و بهترین زنان جهانیان هستند. این خبر را ابوداود در ترجمه خدیجه با اسناد خود به انس در «استیعاب» آورده است. و عبدالوارث بن سفیان در ترجمه زهراء و خدیجه ایضاً در «استیعاب» روایت کرده است. خامساً فاطمه سیده زنان مؤمنین و یا سیده زنان این امّت است. و این خبر را بخارى در ص ٦٤ از جزء ٤ از «صحیح» خود و مسلم در باب فضایل زهراء از جزء دوم از «صحیح» خود، و ترمذى در «صحیح» خود، و صاحب «جمع بین صحیحین» و صاحب «جمع بین صحاح ستّه» و امام أحمد از حدیث زهراء ص ٢٨٢ از جزء ششم از «مسند» خود، و ابن عبدالبرّ در ترجمه زهراء از «استیعاب» خود، و محمدبن سعد در ترجمه زهراء از جزء هشتم از «طبقات» خود، و أیضاً در «طبقات» در باب ما قاله النبى فى مرضه، در مجلّد ثانى آوردهاند. و ما اینک این خبر را با لفظ بخارى در آخرین ورقه از کتاب استیذان از جزء چهارم از «صحیح» او در اینجا مىآوریم: حدیث کرد براى ما موسى از أبوعوانه از فراس از عامر از مسروق که گفت: اُمّ المؤمنین عائشه براى ما روایت کرده و گفت: ما همگى زنان پیغمبر در نزد او جمع بودیم و هیچ یک از ما نبود که نباشد. در این حال فاطمه روىآورد و سوگند به خدا که راه رفتنش عین راه رفتن رسول خدابود. رسول خدا چون وى را دید، مرحبا گفت: آنگاه در طرف راست و یا چپ خود بنشاند. و سپس با فاطمه به طور پنهانى راز گفت. فاطمه گریه شدیدى کرد. چون رسول خدا وى را گریان یافت، براى بار دوم راز گفت و فاطمه بخندید. من از میان زنهاى رسول خدا به او گفتم: رسول خدا از میان ما همه زنان تو را اختصاص به راز داده است و در عین حال گریه مىکنى؟ چون رسول خدا برخاست، من از او پرسیدم: رازى که به تو گفت چه بود؟! فاطمه گفت: من راز رسول خدا را افشا نمىکنم! چون رسول خدا رحلت نمود من به او گفتم: به حقّى که من بر تو دارم، رازى که به تو گفت، چه بود؟! فاطمه گفت: اینک من به تو مىگویم. أما رازى را که در مرتبه اوّل گفت آن بود که جبرئیل در هر سال یکبار قرآن را بر من عرضه مىداشت و در این سال دو بار عرضه داشته است و من چنین مىدانم که اجل من نزدیک شده است، پس اى فاطمه خود را به خدا بسپار و صبر را پیشه کن، زیرا که من سلف خوبى بودم و براى تو هستم! فلهذا من گریه کردم گریهاى را که تو دیدى. رسول خدا چون مرا گریان دید براى مرتبه دوّم به من راز گفت و چنین فرمود: یا فاطمة ألاترضین أن تکونى سیدة نساءالمؤمنین، او نساء هذه الاُمة؟! و من خندان شدم. باید دانست که این دو روایت را سید شرفالدین در کتاب دیگر خود که به نام «الکلمة الغرّاء» است در ص ٢٤٢ و ص ٢٤٣ ایضاً آورده است.
- بیان علامه سید شرف الدین در فضیلت حضرت زهرا (ع)
