
ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1
ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1
5هنوز رسول خدا دستهاى بالا برده خود را تا گردن خود پائین نیاورده بود که ابرهاى پشت سر هم در آسمان پیدا شدند و چنان بارانى آمد که آمدند و با ضَجّه و التماس میگفتند : الغَرَقَ الغَرَقَ «در سیلاب آب غرق خواهیم شد.»
رسول خدا صلى اللَه علیه وآله به طورى خندید که دندانهاى کرسى اش ظاهر شد و فرمود:
لِلّهِ دَرّ أبِىطَالِبٍ لَوْ کانَ حَیاً قَرّتْ عَینَاهُ. مَنْ ینْشِدُنَا قَوْلَهُ؟!
«خداوند رحمت سرشار و فائض خود را بر أبوطالب بریزد، اگر زنده بود دو چشمانش روشن میشد . کیست که اینک سخن او را براى ما انشاد کند؟!»
على علیه السلام برخاست و گفت: یا رسول اللَه! گویا شما منظورتان این اشعار اوست که میگوید :
وَ أبْیضَ یسْتَسْقَى الْغَمَامَ بِوَجْهِهِ ** ثِمَالُ الْیتَامَى عِصْمَةٌ لِلأرَامِلِ
یلُوذُ بِهِ الْهُلاّک مِنْ آلِهَاشِمٍ ** فَهُمْ عِنْدَهُ فِى نِعْمَةٍ وَ فَوَاضِل1
و نیز سیوطى گوید: این بیت از قصیده أبوطالب است که رسول خدا صلى اللَه علیه وآله را در آن مدح میکند، و دشمنى و عداوت قریش را با او توصیف میکند، و أوّل آن این است:
و لَمّا رَأیتُ الْقَوْمَ لَا وُدّ فِیهِمُ ** وَ قَدْ قَطَعُوا کلّ الْعُرَى وَ الْوَسَائِلِ
«و چون من دیدم که در میان قبیله قریش و اولاد عبدمناف یک نفر نیست که با محمّد دوست یگانه باشد و قریش تمام دستاویزهاى یگانگى را بریده اند و جمیع اسباب اتّصال و پیوند را گسیخته اند...»
تا مىرسد به این ابیات که مىگوید:
کذَبْتُمْ وَ بَیتِ اللَه نُبْزِى مُحَمّداً ** وَ لَمّا نُطَاعَنْ حَوْلَهُ وَ نُنَاضَلِ
وَ نُسْلِمُهُ حَتّى نُصَرّعَ حَوْلَهُ ** وَ نَذْهَلَ عَنْ أبْنَائِنَا وَ الْحَلَائِلِ
«سوگند به بیت اللَه الحرام که شما دروغ میگوئید که بتوانید ما را وادار کنید که محمّد را مقهور و ذلیل نموده و ما براى حفظ و مصونیت او با تیرهاى خود پیوسته گرداگرد او نگردیده و تیر و نیزه نزنیم و با تیرها و کمانهاى خود به دفاع برنیامده و آنچه را که در ترکش داریم به سوى شما پرتاب ننمائیم!»
- شرح شواهد المغنى» سیوطى، ج ١، ص.٣٩٨
