
ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1
ساعات و لحظات آخر حیات پیامبراکرم1
8سلیمان این حکایت را از سعید بن جبیر روایت کرده و میگوید: نمیدانم که وصیت سیم را سعیدبن جبیر مصلحت گفتن ندید، یا آنکه گفت و عَناکب نسیان در خاطر من تنید؟
ابن عبّاس گوید: مصیبت عظیم آن بود که بعضى از أصحاب نگذاشتند که رسول اللَه وصیت نامه نویسد.1 (تا آنکه گوید:)
أمیرالمؤمنین على علیه السلام گوید که: پیغمبر در مرض موت وصیت فرمود و چون از آن امر فارغ گشت سوره اِذَا جَاءَ نَصْرُاللَه نازل شد. گفتم: یا رَسُولَ اللَه! این وصیت به وصیت وداع کنندگان مینماید!
فرمود: آرى اى على! دل من از این عالم به تنگ آمده. آنگاه تکیه کرده، لحظه اى چشم بر هم نهاد و چون بیدار شد گفت: اى جبرئیل! مرا دریاب و به وعده اى که نموده اى وفا نماى ! بعد از آن مرا پیش خود طلبید و سر مبارک برکنار من نهاد و رنگ رخسار همایونش متغیر گشت، و جَبین مُبینش غرق عرق شد.
حزن و اندوه فاطمه علیها السلام در رحلت پدر
فاطمه که این حالت مشاهده کرد از بى طاقتى برجست، و دست حسن و حسین گرفته افغان برآورد که: یا أبَتَاهْ بعد از این برحال دختر تو فاطمه نظرِ مرحمت که اندازد؟! و به تیمار فرزندان تو حسن و حسین که پردازد؟! و به صیانت طبقات اُمم که از أطراف آفاق بیایند که اهتمام نماید؟! یا أبَتَاه جان من فداى تو باد! واى بر گوش من که گفتار شیرین تو را نشنود و چشم من رخسار رنگین تو را نبیند!
حضرت مقدس نبوى صلى اللَه علیه وآله چون نوحه و زارى فاطمه را شنید، دیده ها بگشاد و او را نزد خود آواز داد، دست مبارک برسینه فرزند ارجمند خود نهاده فرمود: بارخدایا، فاطمه را صبرى کرامت فرماى! بعد از آن فرمود: اى فاطمه بشارت باد تو را که پیش از همه به من خواهى پیوست!
على علیه السلام گوید: گفتم که: فاطمه خاموش باش و نمک بر جراحت رسول اللَه مپاش! آن سرور فرمود که: بگذار آب چشم خود بر پدر خویش بریزد! بعد از آن دیده هاى خسته بر هم نهاد. فاطمه با حسن و حسین گفت: برخیزید و پیش پدر مهربان خویش آئید! شاید که شما را نصیحتى کند که موجب آرام دل شما شود. و دو قرّة العین به قول مادر نزد رسول اللَه آمدند، حسن گفت: اى پدر مصابرت بر مفارقت تو چگونه توان نمود؟! و راز خاطر پریشان پیش که توان گشود؟! و بعد از تو به مراسم مهربانى من و برادر و پدرم که پردازد؟!...
- تمام مطالب میرخواند را در اینجا که در «روضة الصفا» است خواند میر در «حبیب السّیر» ج١، ص ٤١٩ آورده است. و نیز گوید: عقیده علماى شیعه آن است که سبب عدم رضاى اصحاب به تحریر آن کتاب، آن بود که رسولصلى اللَه علیه وآله مىخواست که در باب ولایت امیرالمؤمنین علىـ کرّم اللَه وجهه ـ وصیت نامهاى قلمى گرداند و این دو بیت که در «کشف الغمّة» ثبت شده مشعر به این معنى است. شعر
أوصى النّبىّ فقال قائلهم قد ضلّ یهجر سید البشر
وادى أبابکر اَصاب و لم یهجر و قد أوصى إلى عمر
- تمام مطالب میرخواند را در اینجا که در «روضة الصفا» است خواند میر در «حبیب السّیر» ج١، ص ٤١٩ آورده است. و نیز گوید: عقیده علماى شیعه آن است که سبب عدم رضاى اصحاب به تحریر آن کتاب، آن بود که رسولصلى اللَه علیه وآله مىخواست که در باب ولایت امیرالمؤمنین علىـ کرّم اللَه وجهه ـ وصیت نامهاى قلمى گرداند و این دو بیت که در «کشف الغمّة» ثبت شده مشعر به این معنى است. شعر
