اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اللَه شناسی ج1

0
اعتقادات
جلد ها

جلد اول از مجموعۀ «الله‌شناسی» تألیف ارزشمند علامه آیت‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی ـ قدّس‌سرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  اهم مباحثِ این مجلّد:  • تفسیر آیۀ نور  • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه  • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور  • خدا را می‌توان دید، و خدا را با خدا می‌توان شناخت  • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست   • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمی‌هراسند  • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفس‌پرستی است  • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله  • سلوک برای آماده‌شدن جهت جذبه الهی است  • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوش‌کردار  • خداوند همه‌جا هست؛ چشم بگشا و ببین!  • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست  • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا  • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل

اللَه شناسی ج1

28
  • تفسیر علامه طباطبایى در ﴿اللَهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ﴾

  •  و در تفسیر آیه: ﴿اللَهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ﴾‌ تا آخر آن فرموده‌اند:

  • «مشکاة بنا بر آنچه را كه راغب و غیر او ذكر كرده‌اند عبارت است از کوَّةٌ غَیرُ نافِذَةٍ (شكاف و دریچه داخل دیوار كه منفذ ندارد) و از مادّه «كَوَّ» مى‌باشد. و آن چیزى است كه در داخل دیوار اطاق درست مى‌كنند تا بعضى از اثاثیه را مثل چراغ و غیره در آن بگذارند، و آن غیر از فانوس مى‌باشد.

  •  و دُرّىّ‌ از كواكب به ستاره بزرگى گویند كه نورش زیاد باشد. و در آسمان بیشتر از چند ستاره وجود ندارد. و إیقاد شعله‌ور ساختن است. و زَیت‌ روغنى است كه از دانه زیتون مى‌گیرند.

  •  و در تفسیر ﴿اللَهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ﴾‌ باید گفت: لفظ نور داراى معنى معروفى است. و آن عبارت مى‌باشد از آنچه كه بواسطه آن، چیزهاى مادّیه و طبیعیه در مقابل دیدگان ما ظهور پیدا مى‌كنند. بنابراین اشیاء خارجیه با نور، ظاهرند؛ امّا خود نور، خود به خود براى ما ظهور دارد و مكشوف مى‌باشد. لهذا نور براى چشمها اوّلًا خودش ظاهر است و ثانیاً غیر خود از اشیاء محسوسه را ظهور مى‌بخشد. این اوّلین چیزى است كه بر او لفظ نور وضع شده است، سپس تعمیم داده شده به هر چیزى كه بوسیله آن محسوسى ادراك و منكشف گردد؛ یا به طریق استعاره و یا به طریق حقیقت ثانویه.

  •  روى این بیان تمام حواسّ ظاهرى نور به شمار مى‌آیند، و یا داراى نورى هستند كه محسوساتشان با آنها ظهور پیدا مى‌كنند؛ مانند قوّه شنوائى و بویائى و چشائى و بساوائى (سمع و شمّ و ذوق و لمس) و سپس آن را براى غیر از محسوسات تعمیم داده‌اند. و عقل را نور شمرده‌اند به علّت آنكه بواسطه آن معقولات ظهور پیدا مى‌كند.

  •  تمام این اشتقاقات بواسطه تحلیل معنى نور ظاهرى مُبصَر با دیدگان است كه به: ظاهر در ذات خویشتن، و ظاهرکننده‌ غیر خود، منحلّ و منقسم‌