
اللَه شناسی ج1
جلد اول از مجموعۀ «اللهشناسی» تألیف ارزشمند علامه آیتالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی ـ قدّسسرّه ـ بوده که پیرامونِ «امکان لقاء پروردگار، و حضور حق در همۀ عالَم، و کیفیت عشق بین حق و خلق» با قلمی روان و شواهدی متقن به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. اهم مباحثِ این مجلّد: • تفسیر آیۀ نور • تطبیق آیۀ نور بر خمسۀ طیبه • انسان کامل، محلّ تجلی آیۀ نور • خدا را میتوان دید، و خدا را با خدا میتوان شناخت • خداوند عاشق خلق، و خلق عاشق اوست • عاشقان لقاء خدا از هیچ گزندی نمیهراسند • راه وصول به معرفت الله، عبور از نفسپرستی است • اقسام تجلیات پروردگار بر سالک الی الله • سلوک برای آمادهشدن جهت جذبه الهی است • امکان دیدار و لقاء خداوند برای مؤمنین خوشکردار • خداوند همهجا هست؛ چشم بگشا و ببین! • لقاء خداوند منحصر به قیامت نیست • بیانی از حقیقت توحید و عشق به پروردگار در کربلا و عاشورا • ذکر اسناد متواتر، و شرح و تفسیر حدیثِ قرب نوافل
اللَه شناسی ج1
19وامگذارد؛ و اللَهُ المُستعانُ.
آن حضرت روحى فداه پذیرفتند، و در مراقبت از هر گونه به نحو اتمّ و اكمل نه به مقدار گدائى من، بل به قدر سلطنت و كرامت خویشتن مرحمت فرمودند.
از جمله آنچه به قلم تقدیر آمده بود آن بود كه دوره اللَهشناسى پانزده سال به تعویق افتاد؛ و اینك كه باز طالع ماه ربیع المولود از سنه یكهزار و چهارصد و پانزده هجریه قمریه سر بر آورده است، موفّق به شروع آن شدهام؛ حال تا كجا روح یارى دهد و قلم توانائى، خدا داند و بس!
حضرت مولى الموحّدین و سرور قلوب العاشقین أمیر المؤمنین علیه السّلام میفرماید:
عَرَفْتُ اللَهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَ.1
«من خداوند سبحانه را شناختم به گسستن تصمیمها و ارادههائى كه انسان درباره بجا آوردن كارى كه میخواهد بجاى بیاورد پیدا میكند، و به گسیختن و پاره نمودن نیتها و جزمهائى كه انسان دارد، و به شكستن همّتها و قصدهائى كه انسان در خود بوجود آورده است.»
روزى حقیر به محضر مبارك استادمان حضرت آیتاللَه علّامه طباطبائى قدَّس اللَهُ سرَّه الزّكیة معروض داشتم: بسیار اتّفاق میافتد كه انسان اراده بجا آوردن فعل نیكى را دارد، و اسباب و شرائط هم موافق آمده و موانع هم از
- «نهج البلاغة» حکمت ٢٥٠؛ و از طبع صبحى صالح ـ بيروت، طبع دوّم (سنه ١٣٨٧) صفحه ٥١١؛ و در صفحه ٧٢١ در شرح لغات گويد: الْعَزائِم: جَمعُ عَزيمَة، وَ هى ما يُصَمِّمُ الإنسانُ علَى فِعلِهِ؛ و فَسخُ العَزائِم: نَقضُها. العقُود: جَمعُ عَقْد بِمعنَى النّيَّةِ، تَنعَقِدُ علَى فِعلِ أمرٍ.
