اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امام شناسی ج7

34٬608
اعتقادات

جلد هفتم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «بخش دوم از موضوع غدیر: بحثی مبسوط درباره حدیث ولایت» و «تفسیر آیۀ تبلیغ» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • نصب امیرالمؤمنین در روز غدیر به ولایت عامّه مطلقه  • ابلاغ ولایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام در طول دوران نبوت  • موارد مخالفت صریح عمر با رسول خدا صلی الله علیه و آله  • نظریه عمر در امامت، نظریه ماکیاول است  • مشکلات و پیامدهای تحمّل ولایت  • شرح واقعۀ عظیم و تاریخی غدیر خم و خطبه‌های رسول الله صلی‌الله علیه و‌ آله  • بحث و تحقیق در شأن نزول و مفاد «آیه تبلیغ»  • تحقیقی بلیغ در سند و مفادِ حدیث ولایت: مَن کُنتُ مَولاه فعَلیٌّ مولاه  • راویان و لغویین و دانشمندانِ علوم مختلف که واقعۀ غدیر خم را نقل کرده‌اند  • تحقیق معنای حقیقی «مولیٰ» و «ولایت» در لغت و موارد استعمال آنها  • مقصود از «مولا» در حدیث غدیر، همراه با ذکر ادله و شواهد بر اثبات معنایِ صحیح آن

سرای جاوید

امام شناسی ج7

38
  • دیگر براى مردم و براى حساب و کتاب آنان قیامتى برپا نمى‌شود، (زیرا کسى خلاف نکرده و حقّى را نبرده، و دفتر تمام خلایق پاک و صاف است).

  •  ٨ ـ این میراث، براى غیر شما نیست! سوگند به خدا نیست؛ و شرف و کرامتى هم نیست که براى آنان بوده باشد؛ و فضیلتى هم نبود که آنان متصدّى این منصب گردند.

  •  ٩ ـ تو اى متوکّل؛ فعلاً روزگار خود را در میان جماعت محبّان و دوستداران خود مى‌گذرانى! و براى مبغضان و بدبینان تو علائمى است، که بدان شناخته مى‌شوند.! 

  •  أبُوشَمْط مى‌گوید: براى شعرى که در همین زمینه بعداً براى متوکّل سرودم، ده هزار درهم به من عطا کرد.1 

  • نظریّۀ عمر در امامت، نظریّۀ ماکیاول است‌

  •  عُمَر با این منطقِ غلط، راه مغالطه را براى همۀ خلفاى جور بعد از خود باز کرد؛ زیرا اگر به دست آوردن مقام و قدرت و حائز شدن إمارت و ولایت در إرادۀ تکوینیّۀ إلهیّه، دلیل بر حقّانیّت و واقعیّت در إرادۀ تشریعیّه باشد، در این صورت دیگر عنوان ستم و ظلم و قبح و تجاوز و تعدّى و خیانت و جنایت و أمثالها مفهومى نخواهد داشت. هر کس به هر صورت و به هر عنوان به قدرت رسد، دلیل بر إراده و خواست خدا و شاهد بر حقّانیّت اوست.

  •  ولى عُمَر خوب مى‌فهمید که خَلْط مى‌کند، و راه مغالطه مى‌رود. اگر پیش‌آمدهاى خارجى و وقایع و حوادثى که بر اساس تعدّى و ظلم و خلاف أمر خدا و رسول خدا صورت مى‌گیرد، دلیل بر حقّانیّت و حقیقت أمر و متن واقعى خارجى باشد؛ پس چرا خود عُمَر در قضیّۀ حدیبیّه به رسول اللَه اعتراض کرد؛ و در نبوّت آن حضرت شک آورد؟ در آنجا نیز مى‌خواست بگوید: رسول خدا أمرى را اراده کرد؛ و خدا غیر آن را إراده کرد، و در این صورت تسلیم أمر خدا باشد. رسول خدا عُمره و طواف بیت اللَه را إراده کرد، و خداوند جلوگیر شدن کُفّار، و سر تراشى، و نحر کردن شترها در میان بیابان، و بدون عمره به مدینه بازگشتن را.

  •  ما با این منطق عُمَر کارى نداریم؛ خودش مى‌داند با این طرز تفکّرى که‌

    1. «الکامل فى التاریخ» ج ٧، ص ١٠١.
/ 12