کتاب وزین «اجماع از منظر نقد و نظر» اثر نفیس حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که نگرشی است بنیادین به «مسئله اجماع» بهعنوان یکی از ادلّۀ اربعۀ فقاهت و اجتهاد، که بدون داشتن اصل و ریشهای الهی، در فقه شیعه راه یافته و به معارضه با ادلّۀ الهیّه پرداخته است.در این رساله «جایگاه این اصل و میزان اعتبار آن، در فقه اهلبیت علیهمالسلام و در مقام استنباط و فتوا» تبیین گشته، و در نهایت با ادلۀ متقن و شواهد عقلی و نقلی، همراه با نقد و بررسی آراء علمای شیعه و اهلسنت، به اثبات میرسد که اجماع در فقه شیعه بههیچ وجه ـ نه در مقام اجتهاد و نه در مقام فتوا ـ حجیّت ندارد؛ نهایتاً به عنوان مؤیّد و شاهدی ـ طبق ضوابط مقرّره ـ قابل استفاده است؛ نه به عنوان یک دلیل مستقل در عرضِ دیگر ادله. اهمّ مطالب مندرج در این اثر: • نقدِ «معنای اجماع در نزد اهلسنت» و نقدِ تمسّک به روایاتی چون «لاتجتمع امّتی علی ضلالة» در جهت اثبات حجیت اجماع • بررسی اجماع از منظر فقه شیعه • تحلیلِ «روایتِ لاتجتمع امتی علی خطاء، از جهت سند و دلالت» و « معنای اجماع در روایت عمربنحنظله» و و دیگر روایات • نقد و بررسی تقریرهای مختلف از اجماع • نگرشی نو بر «قاعدۀ لطف» و بررسی و تحلیل دیدگاه مشهور پیرامون این قاعده • عدم ملازمه بین «اجماع» و «کاشفیتِ آن از رأی معصوم» • عدم تطابقِ «اجماعهای موجود در كتب فقهى» با «تعريفِ آن در علم اصول» • مختصری پیرامون «شهرت فتوایی»
اجماع از منظر نقد و نظر
58متفاوته موجود است، از امثال زیدیه و کیسانیّه، اسماعیلیّه، واقفیّه و امثالهم، پس منظور رسول خدا چیست؟
و لذا باید گفت: مقصود و منظور آن حضرت نه آن است که هر فردی به صرف انتساب به أمیرالمؤمنین و اهلبیت علیهم السّلام و انتحال به این مکتب در زمرۀ شیعیان واقعی و حقیقی آنها قرار میگیرد، چهبسا افرادی که بحسب ظاهر معنون به این عنوان بوده امّا هیچ بویی و سهمی از تشیّع و متابعت از مکتب اهلبیت علیهم السّلام نبرده باشند، بلکه شیعه و طائفهای که مقصود رسول خدا از این اتصّاف میباشد افرادی هستند که خود را صد در صد وقف راه و مسیر و مکتب أمیرالمؤمنین علیه السّلام نمودهاند، و هر آنچه او بپسندد برای خود میپسندند و هر آنچه او مکروه بدارد برای خود مکروه میشمارند، و به صرف انتساب به آن حضرت و تبلیغ آن مکتب و متظاهر به ظواهر تشیّع اکتفاء نمیکنند؛ و اینانند اصحاب خاصّ آن حضرت و سایر ائمّۀ معصومین علیهم الصلوة و السّلام.
حدیث إنّ أصحابی کالنُّجوم در مورد اصحاب خاصّ أمیرالمؤمنین علیه السّلام است
چنانچه از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم مرویست که فرمود: إنّ أصحابی کالنُّجومِ، بِأیِّهِم اقتَدیتُم اهتَدَیتُم؛1 و عامّه با سوء استفاده از این حدیث آن را بر
- عیون أخبار الرضا علیه السّلام، ج ٢، ص ٨٧؛ و فتح الباری، ج ٤، ص ٤٩.
بحار الأنوار، ج ٢٨، ص ١٨، ح ٢٦، ن: الحسینُ بنُ أحمد البَیهَقیُّ، عن محمّد بنِ یحیی الصّولیِّ، عن محمّد بنِ موسی بنِ نصرٍ الرّازیِّ، عن أبیه قال: سُئِل الرّضا علیه السّلام عن قولِ النَبیّ صلّی الله علیه و آله و سلّم: «أصحابی کَالنُّجومِ، بِأیِّهِمُ اقتَدَیتُمُ اهتَدَیتُم»، و عن قولِه صلّی الله علیه و آله و سلّم: «دَعوا لی أصحابی»؛ فَقالَ: هذا صَحیحٌ، یُریدُ مَن لم یُغَیِّر بَعدَه و لم یُبَدِّل، قیلَ: و کیف نَعلَمُ أنَّهُم قد غَیَّروا و بَدَّلوا؟ قال: لِما یَروونَهُ مِن أنَّه صلّی الله علیه و آله و سلّم قال: لَیُذادَنَّ رِجالٌ مِن أصحابی یَومَ القیمةِ عن حَوضی کَما تُذادُ غَرائِبُ الإبِلِ عن الماءِ، فَأقولُ: یا ربِّ أصحابی أصحابی! فَیُقالُ لی: إنَّک لا تَدری ما أحدَثوا بَعدَکَ! فَیؤخَذُ بِهم ذاتَ الشِّمالِ، فَأقولُ: بُعدًا لهم و سُحقًا، أ فَتَرَی هذا لِمَن لم یُغَیِّر و لم یُبَدِّل؟ (عیون أخبار الرضا علیه السّلام، ج ٢، ص ٨٧).
بحار الأنوار، ج ٢، ص ٢٢٠، ح ١: قال الشّیخُ الطَّبرسیُّ فی کتاب الإحتِجاجات: رُویَ عن الصّادِقِ علیه السّلام: أنَّ رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم قال: ما وَجَدتُم فی کتاب اللهِ عزّوجلّ فَالعَملُ بِه لازمٌ و لا عُذرَ لَکُم فی تَرکه، و ما لم یَکُن فی کتابِ اللهِ عزّوجلّ و کان فی سُنَّةٍ مِنّی فَلا عُذرَ لَکُم فی تَرکِ سُنّتی؛ و ما لم یَکُن فیهِ سُنَّةٌ مِنّی فَما قال أصحابی فَقولوا بِه، فإنَّما مَثَلُ أصحابی فیکُم کَمَثَلِ النُّجومِ، بِأیِّها اُخِذَ اهتَدَی و بِأیِّ أقاویلِ أصحابی أخَذتُمُ اهتَدَیتُم، و اختِلاَفُ أصحابی لَکُم رَحمَةٌ؛ قیلَ: یا رسول الله! مَن أصحابُکَ؟ قال: أهلُ بَیتی.
دعائم الاسلام، ج ١، ص ٨٦: و إنّما قال رسولالله صلّی الله علیه و آله و سلّم: الأئمةُ مِن أهلِ بَیتی کالنُّجومِ، بِأیِّهم اقتَدیتُم اهتَدیتُم.
میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج ١، ص ٢١٤: أهلُ بَیتی کالنُّجومِ بأیِّهم اقتَدیتُم اهتدَیتُم.
شرح إحقاق الحق، ج ٢٤، ص ٣٥٢، از کتاب الکواکب الدریة تألیف صلاح بن ابراهیم الهادی، ص ١٩٣، نسخه ایرانده، قال: و مِنها قولُه صلّی الله علیه و آله و سلّم: أهلُ بیتی کالنّجومِ کلّما أفَل نَجمٌ طَلعَ نَجمٌ. و قال أیضًا ص ١٩٤: و منها قولُه صلّی الله علیه و آله و سلّم: أهلُ بیتی أمانٌ لأهلِ الأرض کما أنّ النُّجومَ أمانٌ لأهل السماءِ؛ فإذا ذَهبتِ النجومُ مِن السماءِ أتَی أهلَ الأرضِ ما یوعَدون، وإذا ذهَب أهلُ بیتی مِن الأرضِ أتَی أهلَ الأرض ما یوعَدون.
- عیون أخبار الرضا علیه السّلام، ج ٢، ص ٨٧؛ و فتح الباری، ج ٤، ص ٤٩.

