اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج4

0
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد چهارم از این مجموعه، در موضوع «تزکیه و تهذیب» و تبیینِ «حقیقت عبودیّت» و «تحصیل علم و فهم حقیقی» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • بی‌فایدگی جمع‌آوری محفوظات و مطالب در حصول علم حقیقی • اهمیت تزکیه و تهذیب در فراگیری علوم • ملاک رحمانی یا نفسانی بودن علوم • به‌خدمت گرفتن علم در راستای افکار شیطانی توسّط برخی علماء • علم بدون عبودیّت یعنی علم همراه با نفسانیّت • راه خدا و راه سلوک به اسم نیست؛ کار می‌خواهد • ظهور و بروز فرعون‌های درونی افراد در مواقع مختلف • لزوم بکارگیری علم در غیر مسیر هوای نفسانی • لزوم صدق در عبودیّت و محبّت • همّت عالی یعنی وصول به مرتبۀ ذات احدیّ • آرامش و تسلیم قلب به پیشگاه الهی، حاصل فهم درست • وظیفۀ سالک در مواجعه با عناوین و القاب • اختصاص‌داشتن عناوینی مثل «علی زمان» به امام‌زمان علیه‌السلام • اثرات منفی ملقّب‌شدن به القاب تکبّر‌آور برای نفس • بطلان تعبّد کورکورانه نسبت به مبانی فقهی، عرفانی و عقیدتی • شخصیت‌زدگی مانع رشد فکری و ارتقاء فرهنگی جامعه

عنوان بصری ج4

61
  • وهله و مرتبه برای رسول خدا پیدا شده است، چه اثری در نفس او گذاشته است؟! هیچ! صفر! می‌گوید: «او تا به‌حال زن زید بوده است، از این به بعد هم زن زید است!» مثل این است که عکسی را دیده و بعد رفته است، یا سنگی را دیده و بعد رفته است، یا چوبی را دیده و بعد رفته است!

  •  شما وقتی که در خیابان حرکت می‌کنید، به هزاران هزار سوژه و مسئله برخورد می‌کنید؛ اما کدام‌یک از اینها در ذهن شما هست؟! شما تیر چراغ برق، ماشین، سنگ، جدول، آب، ته سیگار و کاغذی را که در پیاده‌رو افتاده، می‌بینید و رد می‌شوید و به منزل می‌روید؛ اما هیچ‌کدام از اینها جالب توجه و نظر شما نیست. چون این علم و اطلاع، موجبی ندارد تا اینکه بخواهد ذهن شما را بگیرد و در خود نگه دارد و در نفس شما تمکّن پیدا کند.

  •  ولی اگر در همین پیاده‌رو گردنبند طلای با ارزشی را ببینید که پانصد هزار تومان یا یک میلیون یا دو میلیون ارزش داشته باشد، خاطره‌اش در ذهنتان می‌ماند. لذا وقتی به منزل برسید به عیالتان می‌گویید: امروز داشتم از خیابان می‌گذشتم، داخل پیاده‌رو یک گردنبند افتاده بود، نگاه کردم و دیدم که یک میلیون قیمت دارد! چرا نمی‌گویید: وقتی که داشتم می‌گذشتم، دیدم که یک ته سیگار یا یک کاغذ مچاله شده افتاده بود؟! یا چرا نمی‌گویید: یک مقدار خاک بنّایی کنار پیاده‌رو ریخته بود؟! چون نفس هنوز به عبودیت نرسیده است و بین اینها تفاوت می‌گذارد!

  • اعتراف معاویه در مورد امیرالمؤمنین

  •  معاویه خواست امیرالمؤمنین علیه السلام را مدح کند، گفت:

  • اگر در دست علی کوهی از طلا و کوهی از کاه باشد، آن کوه طلا را زودتر از کاه در راه خدا می‌دهد!1

  •  او به‌اندازۀ فهمش این حرف را زده است، ولی این مسکین نمی‌داند که برای

    1. کشف الغمة، ج ١، ص ٤٢١:
      «... قالَ مُعاویةُ: فَوَ اللَهِ لَو کانَ لَه بَیتانِ؛ بَیتُ تِبنٍ و بَیتُ تِبرٍ، لَأنفَدَ تِبرَهُ قَبلَ تِبنِهِ....»