اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عنوان بصری ج4

47٬329
جلد ها

جلد چهارم از مجموعۀ «عنوان بصری» حاصل مجالس حضرت آیت‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه در «شرح حدیث عنوان بصری» می‌باشد که طی سالیانی متمادی برای رفقا و شاگردان سلوکی و پویندگان مکتبِ عرفان و توحید ایراد فرموده‌اند، که همراه با ویرایش به زیور طبع آراسته شده است. تبیین ظرائف ژرفِ تربیتی و سلوکی با بیانی روان و شیوا، همراه با ذکر مصادیق، امثله و حکایات متنوّع از شاخصه‌های این کتاب شریف بوده که در نوع خود بی‌نظیر می‌باشد. مجلد چهارم از این مجموعه، در موضوع «تزکیه و تهذیب» و تبیینِ «حقیقت عبودیّت» و «تحصیل علم و فهم حقیقی» به ساحت علم و فضیلت تقدیم می‌گردد. اهم مطالب مندرج در این مجلد: • بی‌فایدگی جمع‌آوری محفوظات و مطالب در حصول علم حقیقی • اهمیت تزکیه و تهذیب در فراگیری علوم • ملاک رحمانی یا نفسانی بودن علوم • به‌خدمت گرفتن علم در راستای افکار شیطانی توسّط برخی علماء • علم بدون عبودیّت یعنی علم همراه با نفسانیّت • راه خدا و راه سلوک به اسم نیست؛ کار می‌خواهد • ظهور و بروز فرعون‌های درونی افراد در مواقع مختلف • لزوم بکارگیری علم در غیر مسیر هوای نفسانی • لزوم صدق در عبودیّت و محبّت • همّت عالی یعنی وصول به مرتبۀ ذات احدیّ • آرامش و تسلیم قلب به پیشگاه الهی، حاصل فهم درست • وظیفۀ سالک در مواجعه با عناوین و القاب • اختصاص‌داشتن عناوینی مثل «علی زمان» به امام‌زمان علیه‌السلام • اثرات منفی ملقّب‌شدن به القاب تکبّر‌آور برای نفس • بطلان تعبّد کورکورانه نسبت به مبانی فقهی، عرفانی و عقیدتی • شخصیت‌زدگی مانع رشد فکری و ارتقاء فرهنگی جامعه

سرای جاوید

عنوان بصری ج4

160
  • روایت انس بن مالک در فضیلت امیرالمؤمنین علیه السلام

  •  روایت معروفی هست که مرحوم آقا نیز در کتابشان آورده‌اند1 و آن اینکه:

  • انس بن مالک می‌گوید: «روزی از قریه‌ای در بلاد شرق به نام عندف، زیراندازی از پشم به رسم هدیه پیش‌کش آوردند. رسول خدا مرا صدا زد و فرمود: ”حرکت کن، و ابوبکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر و سعد و سعید و عبدالرّحمن بن عوف زُهری را حاضر کن!“ رفتم و تمامی ایشان را نزد رسول خدا آوردم، درحالی‌که ابن‌عمّ او علیّ بن ابی‌طالب کنار آن حضرت نشسته بود. حضرت به من فرمود: ”ای أنس، این زیرانداز را بگستران و همۀ افراد را در آن جای ده!“ سپس فرمود: ”خودت هم بنشین و از آنچه بر ایشان می‌گذرد مرا آگاه کن!“ آنگاه خطاب به علیّ بن ابی‌طالب فرمود: ”ای علی، به باد امر کن تا شما را به پرواز آورد!“ علی فرمود: ”ای باد، ما را به پرواز آور!“ ناگهان دیدیم از زمین بلند شدیم. پیامبر درحالی‌که ما را نظاره می‌کرد فرمود: ”سفری با برکت و میمنت داشته باشید!“

  • همین‌طور باد ما را در آسمان برفراز زمین حرکت می‌داد که ناگاه علیّ بن ابی‌طالب به باد امر فرمود: ”ما را بر زمین بگذار!“ باد ما را به زمین در جایگاه اصحاب کهف قرار داد. حضرت رو کرد به ما و فرمود: ”می‌دانید الآن در کجا هستید؟“ عرض کردیم: ”خدا و رسولش و علی از ما داناترند.“ فرمود: ”اینان اصحاب کهف و رقیم‌اند که از آیات باهره و عجائب خلق الهی می‌باشند. اکنون ای اصحاب رسول خدا برخیزید و بر ایشان سلام کنید!“

  • در این‌وقت ابوبکر و عمر برخاستند و گفتند: ”السّلامُ علَیکُم یا أصحابَ الکَهفِ و الرَّقیمِ؛ سلام بر شما ای اصحاب کهف و رقیم!“ ولی جوابی از طرف اصحاب کهف نیامد. (انس می‌گوید:) سپس من و عبدالرّحمن بن عوف برخاستیم و بر ایشان سلام کردیم، و عرض کردم: ”ای اصحاب کهف، من خادم رسول خدا می‌باشم!“ این بار نیز جوابی از آنها نشنیدیم.

  • در این‌وقت امام علیه السلام ایستاد و فرمود: ”السّلامُ علَیکُم یا أصحابَ

    1. رجوع شود به امام شناسی، ج ٤، ص ٥٠ ـ ٥٢.
/ 0