
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
26اما النمط الاوسط، عالمان باللَه و بأمر اللَه هستند که جمع بین ظاهر و باطن نمودهاند و ظاهر را عنوان باطن و باطن را حقیقت ظاهر قرار دادهاند و مرادشان از عمل به ظاهر، وصول به باطن بوده و باطن بدون ظاهر را هباءً منثوراً برمیشمارند. دستورات ظاهر شرع را شمعی میدانند که با عمل بدانها راه خدا و طریقت طی میشود و مکلف به قلۀ کمال انسانی واصل میگردد. به بیان دیگر، در این دیدگاه، شریعت و ظواهر آن بهمنزلۀ پوسته و جسدی است که از مغز و باطن و روح دین حراست مینماید، و بهرهگیری توأمان از مغز و پوسته و جسم و روح، گوهر ذات انسان را متحول نموده و به أعلی ذروۀ کمال انسانی و مقام لقاء پروردگار راهبری مینماید: ﴿فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا﴾.1
در این مسلک، صرف اطلاع از صرف و نحو و تضلّع در قواعد اصولی بههمراه اطلاع اندکی از رجال و درایه برای افتاء کافی نیست و نیاز به دانستن تفسیر قرآن و تاریخ اسلام و اطلاع بر مبانی حکمت و اخلاق و عرفان نظری و مسائل ساریه در فرهنگها و جوامع بینالملل دارد.
در این مسلک، علم حقیقتی مجرّد است، لذا حکم شرعی قهراً با وسائط مادی همانند مطالعه و بحث و تحقیق و بهکارگیری قواعد استنباط همانند فرمولهای شیمی و فیزیک بهدست نمیآید؛ بلکه این درس و بحثها صرفاً جنبۀ إعداد و زمینهسازی دارند تا علم از جانب خدا بر قلب عالم افاضه شود، لذا مجتهد با نورانیت و صفای باطنی که بر اثر مراقبه و محاسبه و دوری از ابناء دنیا و مجاهدۀ دائمی با نفس اماره کسب کرده است، قواعد استنباط را در جای مناسب خود بهکار میگیرد. بر این اساس، هر قدر رابطۀ عالِم با مبدأ هستی مستحکمتر باشد، بهرۀ او از حقیقت علم بیشتر است.
در روایات مستفیضهای حلم نشانۀ عالم دانسته شده و با علم توأم شده است.2 حلم به معنای ظرفیت و سعۀ صدری است که یک عالم بدان نیازمند است؛ اما متأسفانه
- سوره کهف (١٨) آیه ١١٠.
- از جمله: الکافی، ج ١، ص ٣٧.
