
قواعد فقهیه ج1
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش اول)
روایاتِ شیعه و سنی بهعنوان دو گروه که با هم ارتباط اجتماعی داشتهاند، همراه با یکدیگر مورد بررسی قرار گرفته است و در ضمنِ تحلیل روایات، به فضای تاریخی و قرائن خارجیِ صدور روایت، توجه شده است. علاوه بر اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر مانند آیةالله سیستانی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. علاوه بر مثالهای فردیِ «لا ضرر»، دیدگاه کلان و تطبیقاتِ اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است. در ضمن بیان مباحث فقهی، برخی آراء اصولیِ آیتالله طهرانی و همچنین مباحث بدیع اجتماعی و معرفتی نیز مطرح گردیده است.
قواعد فقهیه ج1
29و متنی قرار گرفته و به روایات مذکور در منابع شیعی اکتفا نشده است.
در این رساله، در تحلیل روایات به فضای تاریخی و قرائن محفوفۀ خارجی که در صدور روایت نقش داشته است پرداخته شده و به تحلیل صرف مدالیل الفاظ اکتفا نشده است.
در این رساله، حکم شرعی بر اساس علت و حکمت اصدار حکم ملاحظه و تحلیل شده است و ضرورت رسیدن به ملاکات احکام برای مجتهد در استنباط تبیین شده است.
در این رساله، علاوه بر نقل اقوال بزرگانی مثل میرزای نائینی و آخوند خراسانی، آرائی از فقهای معاصر نیز نقل شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. مؤلّف محترم در میان آراء معاصرین، نظریۀ آیةاللَه سیستانی در معنای لاضرر را بهترین نظریۀ مطرحشده توصیف نموده و درعینحال، آن را مورد تدقیق و امعان نظر قرار دادهاند.
مؤلف محترم برخلاف اکثریت محققان که براساس تعذر معنای حقیقی، به دنبال بیان أقربالمجازات در معنای روایت لا ضرر رفتهاند، این روایت را براساس معنای حقیقی آن تحلیل نمودهاند.
در این رساله، از ذکر إنقلت و قلتهای بیثمره پرهیز شده است و تطویلات بلاطائلی که فقه را از واقعیت خود دور نموده است و حشو و زوائد محسوب میشود حذف شده است.
در این رساله، علاوه بر تطبیقات و امثلۀ فردی لا ضرر، دیدگاه کلان و تطبیقات اجتماعی این قاعده نیز بیان شده است و بالمناسبه مباحثی از قبیل حدود اختیارات و میزان بسط ید ولیّ مسلمین درصورتیکه تصدی این مقام بهدست یک فقیه عارف باشد و درصورتیکه بهدست یک فقیه غیر عارف باشد، ضرورت حفظ نظام اجتماعی مسلمین بهعنوان أوجب واجبات، مطرح شده است.
مؤلّف محترم در لا به لای مباحث فقهی، بالمناسبه برخی آراء اصولیشان را که دارای تحقیقات و محتوایی جدید و متفاوت از رأی مشهور است بهطور خلاصه بیان نمودهاند، از جمله کیفیت دلالت امر عقیب الحظر، معنا و حقیقت عقل و قاعدۀ ملازمۀ بین حکم عقل و حکم شرع، معنا و حقیقت عرف.
