اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

25
  • را با همان محشور می‌کند؛ امّا اگر سالکی آمد و راهی رفت و مطالبی برای او منکشف شد و چشم او به بعضی از حقایق روشن شد، آن‌وقت اگر در این گیرها بیفتد خدا می‌داند که چه خواهد شد!

  •  یک روز مرحوم آقای حدّاد ـ رضوان اللَه علیه ـ از جایی عبور می‌کردند. شخصی را دیدند که دارد عبور می‌کند و افراد و شاگردان زیادی از این‌طرف و آن‌طرف هم دور و برش بودند؛ به‌طوری‌که شخصی که در کنار آقای حدّاد بود خیلی از این اوضاع مُعجب شده بود و از وضعیّت او تعجّب می‌کرد و ظاهراً مسائل و خلجاناتی هم در ذهنش شده بود. یک‌مرتبه آقای حدّاد رو کردند به او و فرمودند:

  • این شخص عجب نفس کافری دارد!

  • یعنی به این قیافه و وضعیّت نگاه نکن!

  •  این مسئله برای آن شخص خیلی عجیب بود که چطور ممکن است آقای حدّاد شخصی را با این خصوصیّات و شاگردان و وضعیّت و مسائلی که از او دیده می‌شود، [این‌گونه توصیف کنند]؟! او که شب تا صبح بیدار است و زیارت کذایش ترک نمی‌شود و بیداری دو ساعت به اذان صبحش ترک نمی‌شود! قضیّه این است!

  •  آن شخص می‌گفت:

  • من آن‌موقع با تمام ارادتی که نسبت به آقای حدّاد داشتم، نتوانستم این مطلب را از ایشان بپذیرم و قبول کنم. سال‌ها از این قضیّه گذشت تا اینکه بعداً آنچه قبلاً ایشان گفته بودند برای من مثل روز روشن شد!

  •  آنچه جوان در آینه بیند، پیر در خشت خام می‌بیند.1و2 در زمان سابق، خشت خام را می‌پختند و بعد صیقل می‌دادند، بعد رویش را جیوه می‌دادند و خلاصه مسائلی

    1. مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر پنجم، ص ٨٧٨:
      آنچه بیند آن جوان در آینه***پیر اندر خشت می‌بیند همه
    2. همان، دفتر ششم، ص ١٠٨٨:
      آنچه در آینه می‌بیند جوان***پیر اندر خشت بیند پیش از آن‌