
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
38نمیتوانیم و تیر و تفنگ پشت سر ما است و اگر بخواهیم قدری تعدّی کنیم کار ما به کلانتری و... میافتد, لذا از حدود خود تعدّی نمیکنیم؛ امّا اگر به ما بگویند: «آقا، هر کاری که دلت میخواهد بکن؛ اموال مردم را برای خود بردار، زنان آنها را تصاحب کن و به تمام منویّات خود برس!» در اینصورت باید ببینیم که چه کسی در تَه قضیّه میماند و چه کسی میتواند از این مسائل بگذرد! ما بعضی از مسائل را بهخاطر فشار قانون و زور و چوبی که پشت سر ما است در ذهن خود پذیرفتهایم!
در اوایل انقلاب یک روز از کنار چهار راهی میگذشتم. مأمور راهنمایی به من میگفت: «آقا، تو را به خدا بیایید به داد ما برسید!» گفتم: «چیست؟ چه شده است؟» گفت: «آقا، به بعضی از افراد که از چراغ قرمز میگذرند و میگویم بایست، در جواب میگویند: ”انقلاب کردهایم!“ یا به شخصی میگویم: اینجا محلّ عبور عابر پیاده است! او میگوید: ”انقلاب کردهایم تا آزاد باشیم!“» بعد با همان لهجۀ خاصّ خودش گفت: «اگر این انقلاب است، من صد سال این انقلاب را نخواستم!»
ما انقلاب کردیم تا پایبند ارزش باشیم و قانون را اجرا کنیم و خودمان مقنّن الهی باشیم؛ نهاینکه قانون را برای مردم بیاوریم و خود از این محدوده خارج باشیم و از خطّ قرمز بگذریم! این با آن یکی است و هیچ فرقی نمیکند.
پس سالک آن شخصی است که جریانات و حوادثی را که برای او پیش میآید به اصل برگرداند و خودش را هم راحت کند!
بعد از فوت مرحوم آقا خیلی از چیزها در ذهن ما بود ـ ذهن خودم را میگویم ـ که باید انجام بشود، ولی انجام نشد! بسیاری از تصوّراتی که میکردیم محقّق نشد و هیچکدام از آنها جامۀ عمل نپوشید، و الآن میبینم آن اهداف و ایدههایی که در نظر ما است، خواه جامۀ عمل بپوشد یا نپوشد، من در اینجا چه کاره هستم و من چه کسی هستم؟! ما یک پَر کاه یا کمتر از آن هستیم که در بستر اقیانوس حرکت میکند! یک پَر کاه را چه سِزَد بر اینکه بخواهد بر جریان امواج اقیانوس احاطه و سیطره پیدا کند! اگر خیلی هنر داشته باشد فقط مواظب باشد که همراه با امواج
