
عنوان بصری ج5
حقیقت عبودیت
شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»
عنوان بصری ج5
39حرکت کند و به اینطرف و آنطرف نرود تا اینکه این امواج، کمکم او را برسانند. این مسئله برای ما مهم است!
تصوّری صحیح از مقام ولایت
من در زمان مرحوم آقا میدیدم که تفکّر افراد، تفکّر سلوکی نیست؛ زیرا تصوّرشان بر این بود که حالا که این شخص ولیّ خدا است و به این مرتبه رسیده است, پس میتوان خارج از محدودۀ توقّع منطقی و مقدّرات الهی از او توقّع داشت؛ درحالتیکه اینچنین نیست و او هم فرقی نمیکند! او به ولایت رسیده تا یک فرد عادیِ عادیِ عادی و بنده و عبد باشد! تمام این راهی را که او در طول پنجاه شصت سال رفته، برای این است که به جایی برسد که مانند کف دست باشد؛ آنوقت تو میخواهی به توقّع، نیّت و افکار تو جامۀ عمل بپوشاند؟! او میگوید: «من پنجاه سال زحمت کشیدهام که اراده و توقّع را از خودم بردارم، آنوقت تازه شما میخواهید ما را گرفتار کنید؟!» لذا اینها این کار را نمیکنند!
میزان و معیار شناخت عارف واقعی و مکتب عرفان
معیار کمال عارف از غیر عارف همین است که غیر عارف با اراده و قدرتی که دارد، میآید و دخل و تصرّف میکند: این مریض را خوب میکند، آن مرده را زنده میکند و فلان گرفتاری را برطرف میکند؛ امّا یک عارف هیچوقت این کارها را انجام نمیدهد، بلکه او نظام را براساس ظاهر و سیر عادی خودش قرار میدهد. این مکتب، مکتب مرحوم آقا است!
غیر از این مکتب, مکاتب دیگری هم ـ حتّی همین الآن ـ هست که اینگونه مسائل را هم در آن انجام میدهند و درست و واقعی هم است؛ ولی اینها مکاتب عرفان نیستند، بلکه همۀ اینها حرکت در نفس است، و ظهورات نفس هم متفاوت است و فرق میکند!
یک وقت مسئلهای را در جایی میخواندم که خیلی تعجّب کردم و تا حدودی فرق بین مکتب مرحوم آقا و سایر مکاتب برای ما روشن شد. نقل میکنند:
شخصی با یکی از بزرگان و صاحب کرامات در بیرون مشهد به باغی رفته بودند. نیمههای شب سارقی برای دستبُرد زدن وارد باغ شد و اینها متوجّه
