اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری ج5

حقیقت عبودیت

0
جلد ها

شرح فقره «ما حقیقة العبودیة؟ قال: ثلاثة اشیاء ...»

عنوان بصری ج5

53
  • می‌زند و نه به زندان می‌اندازد و نه به این دلیل که به حاکم مسلمین اهانت کرده است، برای او قانون إعدام جعل می‌کند! حقیقت عبودیّت در سلمان تحقّق یافته و عبد شده است و چقدر کار دارد که انسان به این مقام برسد، به حرف زدن نیست!

  • حُسن ظنّ بی‌دلیل، بزرگ‌ترین آفت سلوک

  •  یکی از بزرگ‌ترین آفت‌های سالک که مانع رسیدن او به بسیاری از درجات و موجب سلب بسیاری از مطالب از او می‌شود، حُسن ظنّ بیجا نسبت به یک شخص است.1 لذا انسان همیشه باید در حسن ظنّ نسبت به افراد، جانب اعتدال را در پیش بگیرد؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند:

  • اگر صلاح بر اهل زمانی غلبه کرد، سوء ظنّ به افراد خلاف است؛ و اگر فساد بر اهل زمانی غلبه کرد، حسن ظنّ به افراد خلاف است!2

  •  ملاکی که این روایت به انسان می‌دهد این است که انسان باید درست حسن ظن داشته باشد، نه غلط! بعضی‌ها همیشه می‌خواهند با همان فکر ابتدایی با افراد برخورد کنند و بعد مبانی را بر روی آن قرار دهند؛ یعنی نه‌تنها این ارتباط با افراد و حسن ظنّی که نسبت به افراد دارند در یک محدودۀ خاصّی تمام نمی‌شود، بلکه بر این اساس مبنا قرار می‌دهند و بر این اساس مطالبی را بار می‌کنند و بر این اساس مسائل مهمّی را در اختیار او قرار می‌دهند. اینجا دیگر مسئلۀ حسن ظنّ نیست، بلکه مسئلۀ باختن و ابطال عمر و ابطال حیات است! صحیح نیست که انسان نسبت به هر قضیّه‌ای یک نوع عمل کند.

  •  من‌باب‌مثال یک وقت شما به مسجدی می‌روید و می‌خواهید نمازی پشت سر امام جماعت بخوانید و بعد هم به‌دنبال کارتان بروید. خب می‌گویید إن‌شاءاللَه عادل است و تمام؛ امّا یک وقت می‌خواهید از کسی تقلید کنید، دیگر نمی‌توانید بگویید

    1. إن‌شاءاللَه در آینده در مورد این مطلب به تفصیل سخن خواهیم گفت.
    2. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٨٩:
      «و قالَ علیه السّلام: إذا استَولَی الصّلاحُ علَی الزّمانِ و أهلِه ثُمّ أساءَ رَجُلٌ الظّنّ بِرَجُلٍ لَم تَظهَر مِنهُ حَوبَةٌ فَقَد ظَلَمَ؛ و إذا استَولَی الفَسادُ علَی الزّمانِ و أهلِه فَأحسَنَ رَجُلٌ الظّنّ بِرَجُلٍ فَقَد غَرَّر!»