اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 1

0

جلد اول کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان سوره حمد و آیات 1 تا 183 سوره بقره است. در جلد اول تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا انواع روش‌های تفسیر قرآن از گذشته تا به امروز، از جمله روش تفسیر مفسرین، روش تفسیر محدثین، روش متکلمین و روش فلاسفه، را بیان میکنند. سپس، با معرفی ویژگی تفسیر المیزان، وارد بیان و تفسیر سوره حمد و سپس آیات 1 تا 183 سوره بقره میشوند. از جمله موضوعات مهمی که در این جلد به آن پرداخته شده عبارت اند از: • روایتی از پیامبر در مورد فضائل سوره حمد • جریان سوفسطائیها و شکاکها که علم را قبول نداشتند • روایتی از امام صادق پیرامون انواع کفر • اعجاز قرآن و عمومیت آن بر تمام انس و جن • استدلال وجود دو عالم و عوالم برزخ و قیامت بر اساس آیات • ماجرای دو بار مردن و زنده شدن انسان توسط خدا • کافر بودن ابلیس پیش از خلقت انسان • اطلاع ملائکه از فساد و خونریزی انسان‌ها در زمین پیش از اینکه انسانی خلق بشود • چگونگی دسترسی پیدا کردن شیطان به آدم و حوا در بهشت • چگونگی بیرون شدن آدم و حوا از بهشت بر اساس روایتی از امام صادق • علوم پنج گانه مخفی در دنیا • آیاتی که منسوخ اند و صرفا برای زمان خاصی نازل شده اند • بحث روایی پیرامون هجرت حضرت ابراهیم به مکه و بنا نهادن کعبه • احادیث و اخباری پیرامون ماهیت و منشا سنگ حجرالاسود • اشاره قرآن به فتح مکه با توجه به تغییر قبله • شرح حال مرده در قبر و سوال پرسیدن های نکیر و منکر از وی • بحث های روایتی پیرامون عفو، قصاص و دیه، قصاص و اعدام در زمان فعلی • حکم وصیت کردن در قرآن و روایات پیرامون آن

نسخه عربی

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 1

15
  • مادى آن به ذهن ما سبقت مي‌جويد، و قبل از هر معناى ديگرى داخل در فهم ما مى‌شود. 

  • و چون مى‌شنويم كه می‌گویند: خدا عالم را خلق كرده، و يا فلان كار را كرده، و يا بفلان چيز عالم است، و يا فلان چيز را اراده كرده، و يا خواسته، و يا مى‌خواهد، همه اينها را مانند خلق، و علم، و اراده، و مشيت، خودمان مقيد بزمانش مى‌كنيم، چون معهود در ذهن ما اين است كه خواسته ماضى و مربوط به گذشته است، و می‌خواهد مضارع و مربوط به آينده است، در باره (خواسته و می‌خواهد) خدا همين فرق را مى‌گذاريم. 

  • باز وقتى مى‌شنويم كه خداى تعالى مى‌فرمايد: ﴿وَ لَدَيْنَا مَزِيدٌ﴾1 نزد ما بيشتر هم هست، و يا مى‌فرمايد: (﴿لاَتَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا﴾،2 از نزد خود مى‌گيريم نه از ميان شما) و يا مى‌فرمايد: ﴿وَ مَا عِنْدَ اَللَّهِ خَيْرٌ﴾،3 آنچه نزد خدا است بهتر است، و يا مى‌فرمايد (﴿إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴾،4 به نزد او بر مى‌گرديد)، فورا بذهنمان مى‌رسد كه كلمه (نزد) همان معنايى را در باره خدا مى‌دهد، كه در باره ما مى‌دهد، و آن عبارت است از حضور در مكانى كه ما هستيم. 

  • و چون مى‌شنويم كه مى‌فرمايد: ﴿وَ إِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا﴾5 چون بخواهيم قريه‌اى را هلاك كنيم بعياش‌هايش دستور مى‌دهيم كه...، و يا مى‌شنويم كه مى‌فرمايد: ﴿وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ﴾6 اراده كرده‌ايم كه منت نهيم...، و يا مى‌شنويم كه مى‌فرمايد: (﴿يُرِيدُ اَللَّهُ بِكُمُ اَلْيُسْرَ﴾،7 خدا آسانى براى شما اراده كرده)، فورا به ذهنمان مى‌رسد كه اراده خدا هم از سنخ اراده ما است، و از اين قبيل كلمات را وقتى مى‌شنويم، مقيد به آن قيودى مى‌كنيم كه در خود ما مقيد به آنها است. 

  • چاره‌اى هم نداريم، براى اينكه از روز اول كه ما ابناء بشر لفظ، (چه فارسى چه عربى و چه هر زبانى ديگر) را وضع كرديم، براى اين وضع كرديم كه موجودى اجتماعى بوديم، و ناگزير بوديم، منويات خود را به يكديگر بفهمانيم، و فهماندن منويات وسيله‌اى مى‌خواهد، لذا با يكديگر قرار گذاشتيم قبلا كه هر وقت من صداى (آب) را از خود در آوردم، تو بدان كه من آن چيزى را می‌گویم، كه رفع تشنگى مى‌كند، و به همين منوال الفاظ ديگر. 

  • و زندگى اجتماعى را هم حوائج مادى به گردن ما گذاشت، چون منظور از آن اين بود كه دست به دست هم داده، هر يك، يكى از كارهاى اجتماع را انجام دهيم، تا به اين وسيله استكمال كرده باشيم، و كارهاى اجتماعى همه مربوط به امور مادى، و لوازم آنست، ناگزير الفاظ را وضع كرديم، براى مسمى‌هايى كه غرض ما را تامين مى‌كند، روى اين جهت هر لفظى را كه مى‌شنويم، فورا 

    1. ق، آيه 35.
    2. انبياء، آيه 17.
    3. آل عمران، آيه 198.
    4. بقره، آيه 28.
    5. اسراء، آيه 16.
    6. قصص، آيه 5.
    7. بقره، آيه 185.