
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 3
جلد سوم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان آیات 1 الی 120 سوره آل عمران است. در جلد سوم تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ابتدا با بیان و تفسیر آیات 1 تا 6 سوره آل عمران، به توصیف هدف کلی این سوره و زمان و شرایط نزول آن اشاره میکند. اینکه در تمام آیات این سوره، مومنین به وحدت و آمادگی برای مقابله با دشمنان توصیه شدهاند؛ و معنا و مفهوم تمامی آیات سوره آل عمران در همین 6 آیه ابتدایی خلاصه شدهاند. از جمله مباحث و موضوعات مهمی که در این جلد و در ضمن بیان و تفسیر آیات 1 تا 120 سوره آل عمران آمده، عبارت است از: • معنی و منظور از عبارت «عذاب» در قرآن • چگونگی خلق شدن جنین و نوشتن سرنوشت او توسط فرشتگان و به اذن خدا • هدف از خلقت انسان و رسیدن انسان به کمال از راه خودشناسی و تربیت علمی و عملی • منشا اصلی آتش و سوختن دیگران در آتش آنها • معنی و منظور از شدیدالعقاب بودن پروردگار • زینت یافتن دنیا و متاع دنیوی در نظر انسان • پنج ویژگی ممتاز متقین از نظر قرآن • منحصر بودن خیر در وجود پروردگار • منظور از بیرون آوردن مرده از زنده و زنده از مرده • تقسیم بندی رزق و روزی بر دو نوع عام و خاص • بحث روایی پیرامون آیا ملک و حکومت بنی امیه را خدا به آنها داد؟ • جمله ای که دلیل بر مشروعیت «تقیه» است • معنای کلمه «آل» و منظور از عبارت «آل ابراهیم» و «آل عمران» • محال بودن تسلط یافتن شیاطین بر انبیا و ماجرای صاحب فرزند شدن حضرت زکریا در پیری • بحث روایتی پیرامون مادر حضرت مریم و زکریا • عمومی بودن بعثت حضرت عیسی و اختصاص یافتن رسالت او به سوی بنی اسرائیل • روایاتی در مورد برترین زنان عالم • روایاتی پیرامون چگونگی عروج حضرت عیسی به سوی آسمان • داستان مباهله و انطباق آیه مباهله با اهل بیت پیامبر • جواب خدا به سخنان یهودر در مورد تغییر قبله مسلمین از بیت المقدس به کعبه • داستان گفتگوی پادشاه حبش و مسلمانان مهاجر در حضور مشرکین مکه
ترجمۀ تفسیر المیزان ج 3
39در آغاز داستان از يوسف (علیه السلام) حكايت مىكند كه به پدر بزرگوارش گفت: «پدر جان در خواب يازده ستاره و خورشيد و ماه را مىبينم كه دارند برايم سجده مىكنند» و در آخر داستان حكايت مىكند كه: «پدر و مادرش را بر تخت سلطنت جاى داد، پدر و مادر و برادران در برابرش سجده كردند، آن وقت به پدرش گفت: پدر جان اين بود تاويل آن خوابى كه من قبلا ديده بودم، پروردگارم آن رؤيا را صادق و محقق ساخت».
كه در اين مورد سجده كردن والدين و برادران يوسف براى او تاويل رؤيايش خوانده شده، و اين رجوع از قبيل رجوع مثال به ممثل است.
در جاى ديگر در باره رؤياى پادشاه مصر و تعبير يوسف (علیه السلام) مىفرمايد: ﴿وَ قَالَ اَلْمَلِكُ إِنِّي أَرىَ سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاَتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا اَلْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيَا تَعْبُرُونَ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ وَ مَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ اَلْأَحْلاَمِ بِعَالِمِينَ وَ قَالَ اَلَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَ اِدَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ يُوسُفُ أَيُّهَا اَلصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَ سَبْعِ سُنْبُلاَتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يَابِسَاتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى اَلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّا تَأْكُلُونَ...﴾1.
و در جاى ديگر همين داستان را در نقل رؤياى آن دو زندانى مىفرمايد: ﴿وَ دَخَلَ مَعَهُ اَلسِّجْنَ فَتَيَانِ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْراً وَ قَالَ اَلْآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ اَلطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ اَلْمُحْسِنِينَ﴾
- پادشاه مصر گفت: در عالم رؤيا به روشنى مىبينم كه هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را مىخورند، و هفت سنبله سبز راى با هفت سنبله خشك مىبينم حال اى درباريان اگر از تعبير رؤيا آگهى داريد، در اين رؤياى من نظر دهيد، گفتند رؤياى تو خواب پريشان است، و ما نمىتوانيم خوابهاى پريشان راى تاويل كنيم يكى از آن دو نفر كه به پيشگويى يوسف از زندان رها شده بود و مدتها يوسف را فراموش كرده بود با مشاهده اين گفتگو به ياد يوسف افتاد، و گفت من شما راى از تاويل اين خواب خبر مىدهم، روانهام كنيد، اى يوسف صديق ما راى در باره هفت گاو چاق كه طعمه هفت گاو لاغر مىشوند، و هفت سنبله سبز و هفت سنبله خشك نظر بده، تا من به دربار بروم و تعبير تو راى به ايشان بگويم، شايد به مقام ارجمند تو پىببرند.
فرمود: هفت سال متوالى كشت و زرع مىكنيد، و هر چه درو مىكنيد، براى كشت نگه مىداريد، مگر به آن مقدارى كه مىخوريد چون بعد از آن هفت سال خشكى و قحطى مىرسد، در آن سالها مردم ذخيره سالهاى قبل راى مىخورند مگر اندكى راى كه باز ذخيره مىكنيد. يوسف، آيه 48.
- پادشاه مصر گفت: در عالم رؤيا به روشنى مىبينم كه هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را مىخورند، و هفت سنبله سبز راى با هفت سنبله خشك مىبينم حال اى درباريان اگر از تعبير رؤيا آگهى داريد، در اين رؤياى من نظر دهيد، گفتند رؤياى تو خواب پريشان است، و ما نمىتوانيم خوابهاى پريشان راى تاويل كنيم يكى از آن دو نفر كه به پيشگويى يوسف از زندان رها شده بود و مدتها يوسف را فراموش كرده بود با مشاهده اين گفتگو به ياد يوسف افتاد، و گفت من شما راى از تاويل اين خواب خبر مىدهم، روانهام كنيد، اى يوسف صديق ما راى در باره هفت گاو چاق كه طعمه هفت گاو لاغر مىشوند، و هفت سنبله سبز و هفت سنبله خشك نظر بده، تا من به دربار بروم و تعبير تو راى به ايشان بگويم، شايد به مقام ارجمند تو پىببرند.
