اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 15

51٬882

جلد پانزدهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سوره‌های مؤمنون، نور، فرقان، شعراء و نمل است. در این جلد، علامه طباطبایی، در ابتدای بیان هر سوره، غرض و هدف از نزول آن سوره را عنوان میکند. بدین ترتیب، با بیان سوره مومنون، اینطور برداشت میشود که در این سوره، انسان به ايمان به خدا و روز قيامت دعوت شده و فرقهايى كه ميان مؤمنين و كفار هست شمرده شده است. صفات پسنديده كه در مؤمنان و رذائل اخلاقى كه در كفار هست ذكر شده و به دنبالش مژده‌ها و بيم‌ها داده كه بيمهاى آن متضمن ذكر عذاب آخرت و بلاهاى دنيايى است. هدف سوره نور نیز، بيان پاره‌اى از احكام، و سپس پاره‌اى از معارف الهى مناسب با آن احكام است، معارفى كه مايه تذكر مؤمنين مى‌شود. سوره فرقان نیز این حقیقت را عنوان میکند که دعوت رسول خدا (ص) دعوتى است حق، و ناشى از رسالتى از جانب خداى تعالى، و كتابى نازل شده از ناحيه او، و نيز در اين سوره چند نوبت پشت سر هم ايرادهايى كه كفار بر نبوت آن جناب از ناحيه خدا، و بر نازل بودن كتابش از جانب خدا كرده‌اند، دفع شده است. سوره شعراء نیز، تسلیت خاطری است به رسول خدا از اینکه قومش او را و قرآن نازل بر او را تكذيب كرده بودند و او آزرده شده بود. همچنین برای تهدید مشركين به دچار شدن به سرنوشت اقوام گذشته داستان‌هایی از موسى و ابراهيم و نوح و هود و صالح و لوط و شعيب (ع) نقل كرده است. و درنهایت سوره نمل که مردم را بشارت و انذار دهد و به همين منظور، مختصرى از داستان‌هاى موسى، داود، سليمان، صالح و لوط (ع) را به عنوان شاهد ذكر نموده و در دنبال آن پاره‌اى از اصول معارف مانند وحدانيت خداى تعالى در ربوبيت و معاد را ذكر میکند.

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 15

205
  • سياق جمله‌ ﴿إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ اَلْمُؤْمِنِينَ﴾ كه كلمه «كان» در آن قيد شده، و نيز وصف ايمان در كلمه «مؤمنين» دلالت دارد بر اينكه گفتن «شنيديم و اطاعت كرديم» در پاسخ به دعوت به سوى خدا و رسول او، مقتضاى ايمان به خدا و رسول است، (چون كلمه «كان» و مؤمنين مى‌رساند كه دارندگان صفت ايمان همواره چنين بوده‌اند)، آرى، مقتضاى اعتقاد قلبى بر پيروى آنچه خدا و رسول بدان حكم مى‌كنند همين است كه دعوت به حكم خدا و رسول را لبيك بگويند، نه اينكه آن را رد كنند.

  • بنا بر اين مراد از جمله‌ ﴿إِذَا دُعُوا إِلَى اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ﴾ دعوت بعضى از مردم است كه به منازع خود پيشنهاد كرده‌اند: «بيا تا خدا و رسول را بين خود حكم قرار دهيم»، به دليل اينكه جمله با لفظ «اذا» آغاز شده، و اگر اين آيه درباره مورد خاصى نبود، بلكه مراد از آن دعوت عمومى خدا و رسول، و يا به عبارت ديگر حكم خدا به وجوب رجوع هر دو نفر متخاصم به حكم او و حكم رسول او بود، قهرا حكمى ابدى بود، ديگر جا نداشت به زمان - اذا - مقيد شود.

  • از اينجا روشن مى‌شود اينكه بعضى از مفسرين گفته‌اند: فاعل «دعوا» كه حذف شده همان خدا و رسول است و معناى آيه اين است كه وقتى خدا و رسول ايشان را مى‌خوانند چنين و چنان مى‌گويند صحيح نيست، بله، بالآخره مرجع دعوت باز به دعوت خدا و رسول است، ولى اين حقيقت باعث نمى‌شود كه ما كلمه «دعوا» را كه صيغه مجهول است به «دعا» كه صيغه معلوم است معنا كنيم.

  • بر خلاف منافقان، مؤمنان در برابر حكميت و حكم خدا و رسول (صلى اللَّه عليه و آله) تسليم بوده مى‌گويند: ﴿وَ اَللَّهُ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا...﴾ 

  • و به هر حال آيه شريفه مى‌خواهد سخن مؤمنين را در هنگامى و يا در فرضى كه دعوت مى‌شوند به پذيرفتن حكم خدا و رسول منحصر كند در يك كلام و آن اين است كه ﴿وَ اَللَّهُ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا﴾ چشم اطاعت مى‌كنيم» كه معنايش سمع و طاعت دعوت الهى است، حال چه اينكه دعوت كننده را يكى از دو متخاصم به ديگرى فرض كنيم، و يا دعوت كننده را خدا و رسولش بدانيم، و يا بگوييم مقصود سمعا و طاعة در برابر دعوت خدا يا يكى از دو متخاصم نيست، بلكه مراد سمعا و طاعة در برابر حكم خدا و رسول است، هر چند كه احتمال اخير بعيد است.

  • حال كه سخن مؤمنين در هنگام دعوت منحصر شد به‌ ﴿سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا﴾ لازمه آن اين است كه مؤمنين در چنين هنگامى دعوت خدا را رد نكنند. پس اگر كسى رد كند معلوم مى‌شود مؤمن نيست، چون رد حكم خدا خروج از طور و حد ايمان است، هم چنان كه جمله ﴿بَلْ أُولَئِكَ هُمُ اَلظَّالِمُونَ﴾ هم به بيانى كه گذشت آن را افاده مى‌كند پس آيه شريفه در مقام

/