اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 18

52٬479

جلد هجدهم کتاب تفسیر المیزان، شامل ترجمه و بیان کامل سوره‌های شوری، زخرف، دخان، جاثیه، احقاف، محمد، فتح، حجرات، ق، و ذاریات است. برخی از مهم‌ترین مباحثی که در این جلد، علامه طباطبایی، در ضمن بیان آیات هر کدام از سوره ها عنوان میکند به شرح زیر است: • وصف حال غیر مؤمنین در روبه رو شدن با عذاب الهی • روایاتی پیرامون تقدیر روزی از جانب خداوند • اقسام سه گانه‌ی وحی • ایمان داشتن رسول خدا قبل از بعثت • بیزاری جستن کافر کوردل از قرین شیطانی خود در قیامت • روایتی در مورد خشم و رضای خدای تعالی • مقصود از اینکه «عیسی علم به قیامت است» • روایتی در مورد شب قدر و تقدیر امور در آن • منظور از اختیار بنی اسرائیل بر عالمین • روایتی در مورد عذاب دخان • احتجاج عليه پرستش بت ها و معبودهای زمینی • علم غیب اثری در جریان حوادث خارجی ندارد • اختلاف درجات مؤمنین و کافران با یکدیگر • روایاتی پیرامون کیفیت زندگی پیامبر • معنای این جمله که «اگر خدا را یاری کنید، خدا یاریتان میکند» • مقصود از اطاعت خدا و اطاعت رسول • شدت و ضعف در ایمان و ارتباط آن با شدت و ضعف در علم و عمل • روایاتی پیرامون ماجرای صلح حدیبیه • اختیارات غیبی و پیشگویی هایی که در سوره فتح آمده • آوردن گوسفند مسموم یک یهودیه برای پیامبر اسلام • معنای اخوّت و روایاتی در مورد اخوّت ایمانی • نهی از مسخره کردن یکدیگر، عیبجویی و بد زبانی • روایاتی دال بر اینکه غیبت از زنا شدیدتر است • علم خدا به انسان از طریق فرشتگان کاتب اعمال • آیتی که خداوند با عذاب قوم لوط و هلاکتشان بر جای گذاشت

ترجمۀ تفسیر المیزان ج 18

192
  • ﴿وَ لاَ يَمْلِكُ اَلَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ اَلشَّفَاعَةَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‌﴾ 

  • سياق اين آيه سياق عموم است، در نتيجه مراد از جمله‌ ﴿اَلَّذِينَ يَدْعُونَ‌﴾ ، «الذين يعبدون» است، يعنى كسانى كه به جاى خدا چيزهايى را مى‌پرستيدند، پس غير از خدا هيچ معبودى مالك شفاعت نيست، نه ملائكه، و نه جن، و نه بشر، و نه هيچ معبودى ديگر.

  • و مراد از كلمه «حق» در اينجا دين توحيد، و مراد از «شهادت به حق» اعتراف به آن دين است. و مراد از جمله‌ ﴿وَ هُمْ يَعْلَمُونَ‌﴾ از آنجا كه علم، مطلق آمده آگاهى به حقيقت حال كسى است كه مى‌خواهند برايش شفاعت كنند. پس تنها كسى مى‌تواند شفاعت كند كه معترف به توحيد باشد. و نيز بر حقيقت حال و حقيقت اعمال كسى كه مى‌خواهد شفاعتش كند واقف باشد، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده: ﴿لاَ يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ اَلرَّحْمَنُ وَ قَالَ صَوَاباً﴾1 و وقتى حال شفعاء چنين باشد، معلوم است كه مالك چنين شفاعتى نخواهند بود مگر بعد از شهادت به حق، پس جز اهل توحيد را نمى‌توانند شفاعت كنند، هم چنان كه قرآن كريم فرموده: ﴿وَ لاَ يَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ اِرْتَضىَ‌﴾ .

  • و اين آيه شريفه تصريح دارد بر اينكه شفاعتى در كار هست.

  • ﴿وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اَللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ‌﴾ 

  • يعنى اگر از آنان بپرسى چه كسى خلقشان كرده هر آينه خواهند گفت «اللَّه» پس از راه حق به كجا منحرف مى‌شوند، به سوى باطل كه همان مسلك شرك است. چون مشركين اعتراف دارند به اينكه جز ذات اللَّه تعالى هيچ خالقى ديگر نيست، و از سوى ديگر از آنجا كه تدبير كه همان ملاك ربوبيت است منفك و جداى از خلق نيست - كه در اين كتاب مكرر توضيح داده شده - پس بايد اعتراف كنند كه معبود تنها كسى است كه خلقت به دست او است، و او خداى سبحان است.

  • ﴿وَ قِيلِهِ يَا رَبِّ إِنَّ هَؤُلاَءِ قَوْمٌ لاَ يُؤْمِنُونَ﴾ 

  • ضمير در كلمه «قيل» بى‌اشكال به رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم) بر مى‌گردد. و كلمه «قيل» مصدر است، هم چنان كه كلمه «قول» و «قال» نيز مصدر است. و جمله «قيله» - به طورى كه گفته‌اند - عطف است بر كلمه «الساعة» در جمله‌ ﴿وَ عِنْدَهُ عِلْمُ اَلسَّاعَةِ‌﴾ . و معنايش اين است كه: نزد خدا است علم قيامت، و علم سخن او كه گفت: اى

    1. سخن نمى‌گويد مگر كسى كه خداى رحمان اجازه‌اش داده باشد، و سخن صواب گويد - نبأ، آيه 38.
/ 19