
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
105خطبه از امیرالمؤمنین است»، امّا وقتی به اینجا میرسد میگوید: «نهج البلاغة سند ندارد!» آیا این خدانشناسی نیست؟! آیا این بیانصافی نیست؟!
حالا الحمدللّه وسایلی آمده است که از ترتیب و ترکیب کلمات متوجّه میشوند این کلمات برای این شخص است یا نه! حالا اگر این وسایل ثابت کرد که این سیاق، سیاق واحد است، آنوقت شما چه میگویید؟ میگویند: «اینها حجّت نیست!» چون وقتی قرار بر توجیه باشد، شیطان به هر نحوی راه دارد! فقط خدا نکند که انسان از آن طریق صدق و صفا و خلوص پا بیرون بگذارد، آنوقت اگر امیرالمؤمنین هم بیاید و در جلوی همین شخص بگوید: «این خطبه را من گفتهام»، میگوید: «نهخیر، اشتباهی رخ داده است!» در اینجا فقط شمشیر دو دَم امام زمان میتواند این کار را انجام بدهد، و إلاّ هیچ چیز دیگری نمیتواند؛ حالا هر کسی که میخواهد باشد!
آثار توجّه تام به کلام امام سجّاد علیه السّلام در سیره و روش مرحوم علاّمه طهرانی
مرحوم آقا میفرمودند:
وقتی که من به نجف رفتم، از این حرفها خیلی به ما میزدند؛ میگفتند: «ایشان درویش شده، ایشان صوفی شده است.» ولی من اصلاً نمیگذاشتم که این حرفها در گوشم بیاید تا اینکه بخواهم آنها را از آن گوشم به در کنم!
واقعاً میگویم: آیا انسان در این دنیا آنقدر وقت دارد که بخواهد وقتش را به این حرفها بگذراند؟ یا حتّی اصلاً این حرفها را بشنود؟! جداً عرض میکنم! واقعاً نسبت به عمر و نسبت به نعمات پروردگار خیلی بیانصافی است که انسان این وقت کمی را که خدا در این دنیا به او داده تا آن را صَرف مسائل کمالیّه و رشد خودش کند و بهدنبال آن مطالب برود، یک ساعت از آن را صرف این کند که زید این حرف را زد، عمرو آن حرف را زد؟!
لذا تنها راهی که در میان اینهمه غوغا و شایعات و در میان اینهمه حرف و نقل موجب نجات پدر ما شد، همین کلام امام سجّاد علیه السّلام بود؛ یعنی فقط توجّه به او! به هر مقدار که انسان نسبت به این قضیّه قویتر باشد، راهش محکمتر و مسیرش مستقیمتر و پاهای او در راه صدق پا برجاتر است.
