
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
107شده است، و اگر توفیق نداشت روزه نمیگرفت؛ مثلاً اگر زخم معده پیدا میکرد روزه نمیگرفت، اگر سردرد پیدا میکرد روزه نمیگرفت، اگر هزار تا مرض دیگر پیدا میکرد، نمیتوانست روزه بگیرد. صحّت و سلامتی را او داده است. بنابراین انسان با متاعی که از خود او گرفته است از او تقاضا میکند؛ پس خود انسان کارهای نیست!1
ثانیاً: آیا میخواهی به کسی که خودش مستغنی است چیزی بدهی؟!
ـ: خدایا، ما روزه گرفتیم!
ـ: خب زحمت کشیدی! میخواستی روزه نگیری!
ـ: خدایا، ما بلند شدیم و نماز خواندیم!
ـ: اگر میخواهی بر سر من منّت بگذاری، نخوان!
ـ: خدایا، ما انفاق کردیم!
ـ: اگر قرار به منّت گذاشتن است، انفاق نکن و پولها را نگه دار!
خدا بیرودربایستی میگوید: برای من هیچ کاری ندارد، فوری و خیلی راحت تو را از پلّهها به پایین پرت میکنم، آنوقت باید دو میلیون پول عمل شکستن پا را بدهی. یا بچّهات را از بالا میاندازم، باید یک میلیون پول عمل چشمش را بدهی! آیا من نمیتوانم؟! این کار با یک چاقوی کوچک مثل آب خوردن است!
آن زمانی که چشم مرحوم آقا را عمل کرده بودند، من در بیمارستان بودم.
- التّوحید، شیخ صدوق، ص ٢٤٢:
«عَن جابرِ بنِ یزید الجُعفیّ عَن أبیجعفرٍ محمّد بنِ علیّ الباقرِ علیه السّلام قالَ: سَألتُهُ عَن مَعنَى لا حَولَ و لا قوّةَ إلّا بِاللَهِ فَقالَ: ”مَعناهُ لا حَولَ لَنا عَن مَعصیةِ اللَهِ إلّا بِعَونِ اللَهِ و لا قوّةَ لَنا علَى طاعَةِ اللَهِ إلّا بِتَوفیقِ اللَهِ عزّوجلّ!“» شرح فقراتی از دعای ابوحمزۀ ثمالی، ج ١، ص ١٩٠، تعلیقه ١:
«جابر بن یزید جعفی میگوید: از امام باقر علیه السّلام راجع به معنای لا حَولَ و لا قوّة إلّا باللَه سؤال نمودم، ایشان فرمود:
”ما توان کنارهگیری و دوریکردن از معصیت خداوند را نداریم جز با عنایت و کمک خدا، و قدرت بر اطاعت و فرمانبرداری خداوند را نداریم مگر با توفیق خداوند عزّوجلّ!“»
- التّوحید، شیخ صدوق، ص ٢٤٢:
