اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های معرفت ج 3

شرح دعای ابوحمزه ثمالی

0
جلد ها

شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شی‌ءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی

آموزه‌های معرفت ج 3

109
  • می‌پرسم: اگر الآن حساب کنیم سنّ ما چقدر است؟ شصت سال از عمر ما گذشته است.1 در این مدّت شصت سال، ما چه پول‌هایی را خرج سفرها کرده‌ایم؟ اگر ما بخواهیم آن مقداری را که در این مدّت، خرج سفر رفتن و عیّاشی کرده‌ایم، (چون همۀ سفرها که سفر کربلا و خدا نبود!) نسبت به پول مکّه حساب کنیم، یک بر هزارِ آنها هم نمی‌شود! می‌فرمایید که ما از زن و بچّه جدا افتاده‌ایم! من از شما سؤال می‌کنم: آیا اتّفاق نیفتاده است که در این مسافرت‌هایی که رفته‌اید، از زن و بچّه جدا شده باشید؟! آیا تا به‌حال آنها را به‌حساب آورده‌اید؟!

  •  خلاصه ایشان شروع کردند یکی‌یکی تمام آن امتیازاتی را که اینها می‌خواستند در همان شب اوّل به رخ خدا بکشند، [از آنها گرفتند]. مثلاً: «خدایا، ما برای آمدن به اینجا پول خرج کرده‌ایم و زن و بچّه را رها کرده‌ایم تا به اینجا آمده‌ایم!» خدا می‌گوید: «آیا برای من پول خرج کرده‌ای و می‌خواهی منّت بگذاری؟ این‌همه در عمرت پول خرج کرده‌ای و به‌حساب نیاورده‌ای، حالا این دو قِران و ده شاهی را که برای سفر مکّه خرج کرده‌ای، می‌خواهی به‌حساب بیاوری؟! چقدر به‌خاطر تجارت و امثال‌ذلک به سفرهای این‌طرف و آن‌طرف رفته‌ای و هزار تا کار کرده‌ای و آنها را به‌حساب نیاورده‌ای، حالا دو روز که می‌خواهی به مکّه بروی، می‌گویی از زن و بچّه‌هایمان جدا شده‌ایم!»

  •  مرحوم آقا در عرض ده دقیقه یا یک ربع، تمام اینها را کاملاً خلع سلاح کردند! و اینها همین‌طور متعجّب ماندند و گفتند: «آقا راهش چیست؟» ایشان گفتند:

  • راهش این است که بگوییم: «خدایا، ما با دست خالی آمده‌ایم؛ نه پولی خرج کرده‌ایم و نه زحمتی متحمّل شده‌ایم! هیچِ هیچ! گدای گدای گدا، و توقّع هم زیاد! ما همین هستیم و چیزی نداریم!»

  •  این طرز فکر را ببینید! این طرز فکر، طرز فکر توحید است! این طرز فکر، طرز فکر رسول‌اللَه است! این طرز فکر، طرز فکر امام سجّاد است!

    1. افرادی که در آنجا بودند سفر اوّلشان بود و بعضی از آنها پنجاه و پنج سال یا شصت سال سن داشتند.