
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
110اذعان به فقر و مسکنت در مناجات ائمّه علیهم السّلام با پروردگار
اگر ما این چند صفحۀ دعای ابوحمزه را شرح و تفسیر کنیم، ماحصلش این میشود که امام سجّاد عرضه میدارد: «خدایا، دست ما خالی است!» لبّ و مغزای تمام این نالهها، سؤالها، مسائل و مطالبی که به خدا عرضه میکند، این است که: «خدایا، تو غنی هستی و ما فقیریم!»
در مناجات امیرالمؤمنین در شبهای قدر میخوانیم: «مولایَ یا مولای، أنتَ الغَنیُّ و أنا الفَقیرُ، و هَل یَرحَمُ الفَقیرَ إلّا الغَنیُّ؟! ... مولایَ یا مولایَ، أنتَ المُتکبّرُ و أنا الخاشعُ، و هل یَرحمُ الخاشعَ إلّا المُتکبّرُ؟!»1 امیرالمؤمنین دارد مناجات میکند و میگوید: خدایا ما همین هستیم! این مناجات امیرالمؤمنین علیه السّلام با دعای ابوحمزه چه فرقی میکند؟! هر دو یکی است. ما چه چیزی داریم که بیاوریم و به خدا عرضه بداریم؟ حالا کسانی که میخواهند بیایند و قدم بردارند و خدا مطلب را برای اینها تا حدودی روشن کرده است، نباید بگویند که ما این هستیم، ما آن هستیم!
در زمان مرحوم آقا هم افرادی بودند که میآمدند و به ایشان میگفتند: «آقا، خداوند به ما توفیق داده و ما سالک شدهایم.» چرا منّت میگذاری؟! بر سر چه کسی منّت میگذاری؟! خب سالک نشو، بلند شو برو! این چه توقّعات و حساب و کتابی است که در ما بهوجود میآید؟! آقاجان، ما باید بهدنبال قضیّه بدویم! باید با چنگ و دندان بگیریم و رها نکنیم! چه توقّعی و چه حسابی است که بگوییم ما این هستیم و از کجاها آمدهایم؟! خب برگرد سر جایت و به همانجا برو! برای کسی دستمال ابریشم و نامه نفرستادهاند!
حمد اختصاص به خدایی دارد که اینطرفِ مقابلش هیچ چیز ندارد! چه میخواهی عرضه کنی؟! در این حریم کبریائیّت حق، چه متاعی داری که میخواهی عرضه کنی؟!
- المزار الکبیر، ابنمشهدی، ص ١٧٤ ـ ١٧٦، فقراتی از مناجات امیرالمؤمنین علیه السّلام در مسجد کوفه.
