
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
111طی شدن مراتب کمال حضرت یوسف در زندان
حضرت یوسف یک کلام گفت: ﴿ٱذۡكُرۡنِي عِندَ رَبِّكَ﴾؛1 «وقتی که میخواهی از زندان بیرون بروی پیش آن پادشاه اسم مرا بیاور»، خدا هم هفت سال او را گرفتار کرد. خدا میگوید: چه گفتی؟! میگویی: ﴿ٱذۡكُرۡنِي عِندَ رَبِّكَ﴾؟! بعد خود خدا میفرماید: ﴿فَأَنسَىٰهُ ٱلشَّيۡطَٰنُ﴾؛2 «شیطان از یادش برد.» نمیفرماید: من از یادش بردم! هفت سال در اینجا بمان تا دیگر به کسی اینطور نگویی!3
همۀ اینها و رفتن به زندان برای حضرت یوسف سلوک بوده است. نتیجهاش این است که در آنجا تربیت و تهذیب شد و مراتب کمال خودش را پیدا کرد. حالا که میخواهد بین مردم برود، باید تغییر و تحوّلاتی پیدا شود تا بتواند ارشاد کند. لذا حضرت یوسف وقتی که از زندان بیرون آمد، مراتب کمالیاش را طی کرده بود و دیگر آمادگی داشت تا در میان مردم به ارشاد بپردازد.
در مورد این مطلب هرچه بگوییم جا دارد و ما فقط همین چند جمله را گفتیم. شما خودتان تأمّل کنید! اینکه واقعاً حضرت سجّاد علیه السّلام چه معانی و مطالبی را از اینها میفهمد، ما نمیفهمیم! ما فقط در حدود مشاعر خودمان میگوییم که این چیزها وجود دارد و أدنیٰ مراتبش همین است که ما میگوییم؛ و إلاّ اینکه حضرت در آن سرّ و سویدا و ربط خودش با خدا چه معانیای را قصد میکند، ما آنها را ادراک نمیکنیم. ما بهاندازۀ فهم خودمان جلو میآییم. إنشاءاللَه امیدواریم که خداوند ما را به برکت بزرگان خودش به این معانی متحقّق کند!
اللَهمّ صلّ علَی محمّدٍ و آلمحمّدٍ
- سوره یوسف (١٢) آیه ٤٢.
- سوره یوسف (١٢) آیه ٤٢.
- رجوع شود به تفسیر القمی، ج ١، ص ٣٤٤ و ٣٤٥ و ٣٥٣.
