
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
116شخصی دائماً در حال ابتهال و گریه بود و از خدا تقاضایی داشت و بعد چیزی متوجّه نشد تا اینکه گفت: «خدایا، تو مگر نگفتهای: ﴿ٱدۡعُونِيٓ أَسۡتَجِبۡ لَكُمۡ﴾؟!1 پس چرا ما اینقدر از تو تقاضا میکنیم و تو را میخوانیم و سؤال میکنیم ولی مطلبی را مشاهده نمیکنیم؟!» در خواب به او گفتند: «اگر خدا لبّیک نمیگفت، تو اینجا چهکار میکردی؟ اینکه الآن به اینجا آمدهای، عبارةٌ اُخرای لبّیک او است. اگر او لبّیک نمیگفت تو اینجا نبودی و بهجای دیگری رفته بودی!»2
خطر اتّکاء به صرف ادراک محضر بزرگان
این مسئلۀ خیلی دقیقی است! معنایش این است که همان نفس حضور انسان در یک موقعیّت خاص، دلیل بر توفیق خداوند است که شامل حال انسان شده است و در آنجا قرار دارد.
البتّه این قضیّه نباید باعث فریب انسان شود، بهنحویکه انسان را غفلت بگیرد و تصوّر کند که دیگر مطلب تمام است. چون متأسّفانه یکی از ابتلائات مهمّی که دامن خیلی از افراد را گرفته و میگیرد، این است که بهصِرف احساس ادراک حضور بزرگان، تصوّر میکنند که مسئله تمام است!
- سوره غافر (٤٠) آیه ٦٠. انوار الملکوت، ج ٢، ص ٢٦٩:«از من بخواهید تا استجابت بنمایم!»
- مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر سوّم، ص ٣٥٢:
آن یکی اللَه میگفتی شبی *** تا که شیرین میشد از ذکرش لبی گفت شیطان آخر ای بسیار گو *** این همه اللَه را لبّیک کو مینیاید یک جواب از پیش تخت *** چند اللَه میزنی با روی سخت او شکسته دل شد و بنهاد سر *** دید در خواب او خضر را در خضر گفت هین از ذکر چون واماندهای *** چون پشیمانی از آن کش خواندهای گفت لبّیکم نمیآید جواب *** ز آن همیترسم که باشم ردّ باب گفت آن اللَه تو لبّیک ماست *** و آن نیاز و درد و سوزت پیک ماست حیلهها و چاره جوییهای تو *** جذب ما بود و گشاد این پای تو ترس و عشق تو کمند لطف ماست *** زیر هر یا ربّ تو لبّیکهاست
