
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
117به عبارت دیگر، افراد نسبت به راهی که طی نشده و مقصودی که حاصل نشده است، احساس فعلیّت میکنند! و این یکی از وساوس شیطان است که ممکن است دامن خیلی از ما را بگیرد، و وقتی انسان متوجّه موقعیّت خود خواهد شد که دیگر آن فرصت برای او از دست رفته است. زمانی متوجّه خطا و خسران و از دست رفتن آن نعمتها میشود که بهقول مرحوم آقا: «حالا باید شمع دست گرفت و بهدنبال گشت!»1 و این مسئلۀ خیلی خطیری است!
توفیق حضور خدمت بزرگان برای انسان، حکم رسیدن به یک داروخانه یا پزشکی را دارد که انسان باید بهواسطۀ رجوع به این پزشک و رفتن به این داروخانه، داروها را بگیرد و استفاده کند. بهصِرف رفتن به داروخانه که مریض خوب نمیشود و عمل جرّاحی روی انسان انجام نمیگیرد! چون عمل جرّاحی درد دارد، نیاز به مستشفیٰ و بیمارستان دارد، احتیاج به چاقو دارد. اینطور نیست که ما بهصِرف اینکه به داروخانه برویم، تصوّرمان بر این باشد که کار تمام است.
سیرۀ بزرگان در ارتباط با استاد طریق
لذا آنچه ما از بزرگان طریق در ارتباط با اساتیدشان مشاهده کردیم این بود که بعد از رسیدن به استادشان، ولَه و عطش ایشان برای طیّ مسیر نسبت به قبل از رسیدن به استاد بیشتر بود، نه کمتر! یعنی تازه بعد از رسیدن به استاد متوجّه میشدند که الآن باید از فرصت استفاده کرد! و این مسئلهای است که ما از آن غافلیم. البتّه این مسائل هم درست است که فرمودهاند: «کسی که به استاد برسد نصف طریقش را طی کرده است.» یا بهقول مرحوم قاضی: «کسی که به استاد برسد، دو سوّم راهش را طی کرده است.»2 ولی آیا بالأخره باید آن نصف یا ثلث دیگرش را برود یا بماند؟! در این مسیر
- روح مجرّد، ص ٦٧٣:
«سیّد هاشم گفت و نشنیدند، و سیّد هاشم هم رفت. اینک بیایند تمام دنیا را زاویه به زاویه با شمع جستجو کنند، کجا سیّد هاشم را خواهند یافت؟! کجا سیّد هاشم پیدا میشود؟!» - رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم، ص ١٨٦، تعلیقه:
«مرحوم قاضی میفرموده است:
چنانچه کسی که طالب راه و سلوک طریق خدا باشد، برای پیدا کردن استادِ این راه اگر نصف عمر خود را در جستجو و تفحّص بگذراند تا پیدا نماید ارزش دارد!
و میفرموده است:
کسی که به استاد رسید نصف راه را طی کرده است!»
- روح مجرّد، ص ٦٧٣:
