
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
129عیناً مثل آیات قرآن که میفرماید: ﴿فَإِذَا رَكِبُواْ فِي ٱلۡفُلۡكِ دَعَوُاْ ٱللَهَ مُخۡلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ فَلَمَّا نَجَّىٰهُمۡ إِلَى ٱلۡبَرِّ إِذَا هُمۡ يُشۡرِكُونَ﴾.1 وقتی که اینها در دریا نشستهاند میگویند: «اگر ما را به خشکی و ساحل ببری، آدم خوبی میشویم و تو را اطاعت میکنیم!» امّا وقتی که ما اینها را به ساحل میرسانیم، دوباره به کار اوّل خود برمیگردند! همینکه چشمشان به ساحل میافتد، تمام شد و رفت! تا وقتی در دریا هستند، احساس فقر و احتیاج میکنند؛ امّا وقتی که به ساحل رسیدند، احساس استغنا میکنند! این دو حال، متبدّل است.
حفظ حال معنوی و لزوم مراقبه در کلام پیامبر اکرم
شخصی خدمت رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم رسید و عرض کرد:
یا رسولاللَه، چطور میشود که وقتی خدمت شما هستیم، حال ما متغیّر و متحوّل میشود و احساس میکنیم که اصلاً روی زمین نیستیم و کلمات و سخنان شما بهکلّی احوال ما را متبدّل میکند و احساس میکنیم در یک عالم دیگری هستیم و تعلّق به دنیا در ما کم و توجّه به اُخریٰ در ما تقویت میشود؛ امّا وقتی که از اینجا به شوارع و منزل و اهل خود میرویم، کمکم آن حال از بین میرود؟!
حضرت فرمودند:
لَو بَقیتُم علَی هذه2 لَتَرَونَ ما أریٰ و لَتَسمَعونَ ما أسمَعُ؛3 «اگر به این حال باقی
- سوره عنکبوت (٢٩) آیه ٦٥. انوار الملکوت، ج ٢، ص ٢٥٦، تعلیقه ٢:
«این مردم مشرک چون به کشتی نشینند (و بهدست امواج خطر افتند، در آن حال) تنها خدا را به اخلاص کامل در دین میخوانند، و چون از خطر دریا به ساحل نجاتشان رساند، (باز به خدای یکتا) مشرک میشوند.» - در بعضی از روایات دارد: «لَو بَقیتُم علَی هذه أربعینَ أیّامًا...؛ * اگر چهل روز به این حال باقی بمانید... !»
*. جامع الأخبار، شعیری، ص ٩٤:
«و قالَ [النّبی] صلّی اللَه علَیه و آله و سلّم: مَن أخلَصَ لِلَّهِ أربَعینَ صَباحًا ظَهَرَت یَنابیعُ الحِکمَةِ مِن قَلبِهِ عَلَى لِسانِهِ.» رسالۀ لبّ اللباب، ص ١٤، تعلیقه ٢:
«هر کس چهل روز (خود و کار خود را) برای خداوند خالص کند، چشمههای حکمت از دلش بر زبانش ظاهر گردد.» - مسند أحمد، ج ٥، ص ٢٦٦، با قدری اختلاف؛ المیزان، ج ٥، ص ٢٧٠:
«قالَ الصّادق علیه السّلام: ”لَولا أنّ الشّیاطینَ یَحومونَ حولَ قلوبِ بَنیآدم لرَأوا ملکوتَ السّماوات و الأرضِ!“ و فیما رَواه الجُمهور عَن النّبی صلّی اللَه علَیه و آله و سلّم قالَ: ”لَولا تَکثیرٌ فی کَلامکُم و تَمریجٌ فی قُلوبکُم لَرَأیتُم ما أرىٰ و لَسَمعتُم ما أسمَع!“». رسالۀ لبّ اللباب، ص ٣٩:
«اگر شیاطین گرداگرد دلهای فرزندان آدم گردش نمیکردند، هرآینه آنها ملکوت آسمانها و زمین را میدیدند». رسالۀ لبّ اللباب، ص ٣٩:
«اگر این گفتار بسیار در زبانها، و این اضطراب و آشوب در دلهای شما نبود، هرآینه میدیدید آنچه را که من میبینم و میشنیدید آنچه را که من میشنوم!»
عوالی اللّئالی، ج ٤، ص ١١٣:
«قالَ صلّی اللَه علَیه و آله و سلّم: لَولا أنّ الشّیاطینَ یَحومونَ حَولَ قَلبِ ابنِآدمَ لَنَظَرَ إلَى المَلَکوت!» معاد شناسی، ج ٥، ص ١٢٨:
«اگر شیاطین در اطراف دل بنیآدم دور نمیزدند، هرآینه آنان به ملکوت نظر میکردند!»
- سوره عنکبوت (٢٩) آیه ٦٥. انوار الملکوت، ج ٢، ص ٢٥٦، تعلیقه ٢:
