اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های معرفت ج 3

شرح دعای ابوحمزه ثمالی

0
جلد ها

شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شی‌ءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی

آموزه‌های معرفت ج 3

131
  • می‌کنند. از اوّل صبح که از خواب بیدار می‌شوید این دعوت هست و تا وقتی که شب سر را به رختخواب می‌گذارید ندا می‌دهند که بیایید و غفلت نکنید!

  •  چقدر ما روایت داریم که هر صبح مَلکی از آسمان صدا می‌زند و می‌گوید: «دیروز چه کردید و برای امروزتان چه می‌خواهید بکنید؟»1 اینها شوخی نیست! یعنی الآن این مَلک وجود دارد و ندا می‌دهد و وظیفۀ او است که دائماً بگوید.

  •  به این نکته دقّت کرده‌اید که گاهی اوقات برای انسان خطوری پیش می‌آید که این کار را انجام دهم یا انجام ندهم؟! در اینجا آن ملک به ذهن شما این مطلب را می‌اندازد! تا به‌حال متوجّه این نکته شده‌اید؟! مثلاً یک جایی می‌خواهید بروید و نمی‌دانید مجلس، مجلس معصیت است یا نه! با خود می‌گویید: بروم یا نروم؟ این «بروم یا نروم» را ملک در ذهن می‌اندازد. او در سر شما می‌اندازد و به نفس شما القاء می‌کند. آن دعوت است! می‌بینید که اگر به اینجا بروید کدورت پیدا می‌کنید، لذا یک پا جلو و یک پا عقب می‌گذارید! آن ملک این کار را می‌کند وگرنه خود شما این کار را نمی‌کردید و به آن مجلس می‌رفتید! او وظیفه دارد که بگوید و در رُوع2 و نفس انسان القاء کند.

  •  شخصی مطلبی را می‌گوید و احساس می‌کنید که این مطلب غلط است و نباید این مطلب را بشنوید. اینکه می‌گویید: «بشنوم یا نشنوم؟!» این را آن ملک به شما می‌گوید. حالا اگر گوش کردیم اجابت است، و اگر گوش نکنیم و بگوییم: «حالا ببینیم چه می‌شود»، مصداق «بَطیئًا حینَ یَدعونی» هستیم. آن ملک می‌گوید: «نرو!» امّا ما مسامحه و مجامله می‌کنیم. می‌گوییم: «حالا ببینیم چه می‌شود، حالا این خبر را هم بشنویم!» او می‌گوید: «نشنو! چرا می‌خواهی عیب برادر مؤمنت را بشنوی؟!»

    1. رجوع شود به تفسیر القمی، ج ٢، ص ٢٠٤؛ قرب الإسناد، ص ٣٩؛ الکافی، ج ٢، ص ١٣١ و ج ٤، ص ٤٢؛ الخصال، ج ١، ص ١٢٨؛ علل الشّرائع، ج ١، ص ١١ و ١٢؛ غرر الحکم، ص ٢٣٤؛ تنبیه الخواطر، ج ١، ص ١٦٤ و ج ٢، ص ٢٢٢؛ إرشاد القلوب، ج ١، ص ٣٢ و ١٣٨.
    2. لسان العرب، ج ٨، ص ١٣٥: «الرُّوعُ بالضّمِّ القلب.» (روع همان قلب است.)