
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
37را بخوانند، او اجابت میکند؛ نصاریٰ و بتپرستها هم همینطور هستند! بتپرست است، ولی تعلّقش که قطع نشده است؛ لذا خدا او را هم اجابت میکند!
اثبات خدا در کلام امام صادق علیه السّلام
امام صادق علیه السّلام به ابنابیالعوجای دهری در وقتی که خدا را انکار میکرد فرمودند:
آیا وقتی که در دریا حرکت میکنی، اتّفاق افتاده است که قایق و کشتی تو درحال غرق شدن باشد؟
گفت: «بله، در یک سفری برایم اتّفاق افتاده است!» بعد حضرت که از این قضیّه خبر داشتند فرمودند:
در آن حال یأس و نا امیدی، چه تفکّرات و تصوّراتی بر تو خطور میکرد؟
گفت: «آنجا دل و قلب من به یک سمت گرایش و تمایل داشت و فقط او را باعث نجات خود میدیدم.» حضرت فرمودند: «او همان خدا است!»1
- التّوحید، شیخ صدوق، ص ٢٣١:
«قالَ رجلٌ للصّادق علیه السّلام: ”یا ابنرسول اللَهِ، دُلَّنی علَى اللَهِ ما هو؟ فقد أکثرَ عَلیَّ المُجادلونَ و حَیَّرونی!“ فقالَ لَه: ”یا عبدَاللَهِ، هَل رَکبتَ سَفینةً قَطُّ؟“ قال: ”نَعَم!“ قال: ”فَهَل کُسر بکَ حیثُ لا سفینةَ تُنجیکَ و لا سَباحَةَ تُغنیکَ؟“ قال: ”نَعَم!“ قال: ”فَهَل تَعلَّقَ قَلبَک هُنالک أنّ شیئًا مِن الأشیاء قادرٌ علَى أن یُخلِّصکَ مِن وَرطَتکَ؟“ فقالَ: ”نَعَم!“ قال الصّادقُ علیه السّلام: ”فَذلکَ الشّیءُ هو اللَهُ القادرُ علَى الإنجاء حیثُ لا مُنجی و علَى الإغاثة حیثُ لا مُغیثَ!“»
ترجمه: «مردی به امام صادق علیه السّلام عرض کرد: ”یابنرسولِاللَه، مرا بر شناخت خدا راهنمایی کن که خدا چیست؟ چرا که جدال کنندگان بر من بسیار گشتهاند و مرا متحیّر نمودهاند!“ حضرت فرمود: ”ای بندۀ خدا، آیا هرگز به کشتی سوار شدهای؟“ عرض کرد: ”بله.“ فرمود: ”آیا شده که کشتی تو بشکند که دیگر نه کشتیای تو را نجات دهد و نه شنا کردن تو سودی ببخشد؟“ عرض کرد: ”بله.“ فرمود: ”آیا در آن حال در دلت امیدی بود که چیزی هست که قادر باشد تو را از این ورطه و هلاکت برهاند؟“ عرض کرد: ”بله.“ امام صادق علیه السّلام فرمود: ”آن چیز که دلت به او امید داشت همان خدا است که قادر است تو را نجات دهد در آنجایی که هیچ نجات دهندهای نیست، و میتواند به فریاد تو رسد در آنجا که هیچ فریادرسی نیست!“» (محقّق)
- التّوحید، شیخ صدوق، ص ٢٣١:
