
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
38آن سمتی که خارج از علل و اسباب طبیعت است و از محدودۀ وسائط بیرون است، آن عبارت است از وجود بسیط که پروردگار میباشد. اگرچه او مُلحد و دهری است، ولی تعلّق و ارتباطش قطع نمیشود، بلکه خودش پرده میاندازد! باید پرده را کنار بزند. خدا پرده نینداخته است، ما خودمان پرده میاندازیم، ما خودمان مدام حجاب روی حجاب بهوجود میآوریم و موجب ابتعاد خود میشویم!
ارزش والای اجابت دعوت مضطرّین
حالا آیا کسی که دارای چنین خصوصیّتی است، مستوجب حمد و ستایش نیست؟ چون او وجودی است که در همه حال آماده به خدمتِ ما است و هر وقتی که به سراغش برویم میگوید: من حاضرم! خب اگر ما در عالم ارزشی را در این رابطه مدّ نظر قرار بدهیم و بخواهیم کسی را حمد کنیم و بگوییم: این فردی است که هر وقت نزدش رفتیم، ما را دست خالی برنگردانْد، او کیست؟ آن شخص نمیتواند انسان باشد؛ چون در بعضی از اوقات دست ما از این انسان کوتاه است، پس باید موجودی باشد که ما فوق این موقعیّت و مرتبه قرار گرفته باشد.
پس اگر قرار باشد ما در عالم ارزشها و معیارها و در عالم مقدّسات یکی از ارزشها را اجابت دعوت مضطرّین و سائلین بدانیم، آن شخصی که مرتبۀ عُلیای از تقدّس را به خود اختصاص داده ذات پروردگار است که هر وقتی به سراغش برویم هست! همین الآن اگر به او توجّه کنیم اجابت میکند، یک ساعت یا یک ساعت و نیم دیگر همینطور است، ساعت دوازده و ساعت یک و دو همینطور است، هر وقتی که بخواهیم! هیچوقت نمیگوید: من خستهام و سرم شلوغ است! هیچوقت نمیگوید: حالا برو دو ساعت دیگر بیا! ﴿لَا تَأۡخُذُهُۥ سِنَةٞ وَلَا نَوۡمٞ﴾؛1 «نه سِنه و چُرت و نُعاس او را فرا میگیرد و نه نوم، بلکه همیشه بیدار است!» او از این نقطهنظر و جهت مستوجب حمد است.
اجابت بلا عوض پروردگار
مسئلۀ دوّم که از آن جهت خداوند مستوجب حمد است، این است که آیا این
- سوره بقره (٢) آیه ٢٥٥.
