
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
42منِ رسولاللَه بر سایر موجودات این است که من به حقیقت فقر رسیدهام و حقیقت فقر را دریافتهام.
این درویشها که میگویند: «لباس فقر»، از همین روایت گرفتهاند! مثلاً میگویند: «خلعت فقر را از دست فلان درویش بپوشید.» خلعت فقر یعنی جُبّهای که میپوشند و به هوای خودشان نمودار این است که این شخص فقیر است و از انانیّات و اوصاف استکبار بشری بیرون آمده است و بهحساب خودشان قابلیّت برای تجلّی انوار پیدا کرده است.
این مسئله، هم در مقام ثبوت و هم در مقام اثبات قابل اهمّیت است: در مقام ثبوت، خدا به کسی چیزی نمیدهد إلاّ اینکه از این مطلب و از این نکته در وجود او باشد؛ [و در مقام اثبات]، کسی چیزی را متوجّه نمیشود إلاّ اینکه این مطلب را بفهمد! در این مسئله هر دو جنبۀ ثبوت و اثبات لحاظ شده است.
در اینجا است که حمد اختصاص به پروردگار دارد؛ یعنی اعطاء خدا براساس فقر است، نه براساس عوض و معوّض!
در این دنیا وقتی انسان نزد شخصی میرود و او جواب انسان را میدهد بهخاطر این است که فکر این را میکند که فردا هم که خودش نزد او میرود، او کارش را راه بیندازد، یعنی در واقع داد و ستد میکند. مثلاً امروز میرود نزد آقای رئیس، آقای رئیس هم میداند که او یک کارهای است، کارش را انجام میدهد که فردا که جایی کارش گیر میکند، به دادش برسد. این چیزی که داریم میبینیم داد و ستد است، و الحمدللّه کم هم نیست!
اگر کسی را از همین ارباب و مسئولین پیدا کردید که هر وقت نزد او رفتید جواب شما را داد ولو اینکه بداند اگر روزی نزد شما آمد، شما جوابش را هم نمیدهید، سلام مرا به او برسانید و بهجای بنده دست مبارکش را ببوسید!
امّا خدا اینطور نیست! میرویم، اجابت میکند! پشت میکنیم و گناه میکنیم، دوباره میرویم و سؤال میکنیم، اجابت میکند! دوباره گناه میکنیم، دوباره میرویم و همینطور ادامه پیدا میکند و او هم به بزرگی خودش خَم به ابرو نمیآورد! میگوید:
