
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
48دعوت انسان و اجابت او نیست؛ گرچه انسان باید جراحت را رفع کند، امّا اگر نتواند اشکال ندارد. اگر انسان جراحت دارد، میتواند وضوی جبیره بگیرد.1 وضوی جبیره این است که انسان سِتار یا پارچهای روی محلّ جراحت میاندازد و با آن وضو میگیرد. حتّی اگر یک قدری مشکل است، قاعدۀ عسر و حرج2 این وضوی جبیره را هم برمیدارد و میتواند با تیمّم نماز بخواند.3
منبابمثال شخصی صورتش جراحت دارد و احتمال میدهد آب وضو به جراحت برسد یا علیٰأیّحال وضو گرفتن قدری برای او مشکل است، فوراً خدا میگوید: «نیازی به وضو نیست، برو تیمّم کن! چرا معطّل وضو هستی؟! چرا میخواهی به خودت زحمت بدهی؟! من همین دَم دست تو هستم؛ نیاز نیست اینقدر به خودت زحمت بدهی و خودت را به مشقّت و کلفَت بیندازی!» خیلی راحت!
حالا شما ببینید افرادی که برای مردم تولید مشقّت و کلفَت میکنند چقدر از شَمّ دین و مغزای شریعت به دور هستند! بیجهت برای مردم زحمت تولید میکنند و میگویند: «آقا، نمازت اشکال دارد و باید دوباره بخوانی! روزهات خراب است و باید قضا کنی! طهارت تو در آنجا اشکال دارد و باید آب بکشی!» وسواس و دردسر ایجاد میکنند و کار مردم را زیاد میکنند.
- رجوع شود به همان، ج ١، ص ٤٦٣ ـ ٤٦٦.
- قاعدۀ «نفی عسر و حرج» از قواعد فقهی بوده و به این معنا است که هرگاه تکلیفی دارای مشقّت و دشواری شدیدی باشد که تحمّل آن عادتاً برای مکلّف سخت است، آن تکلیف ساقط میگردد. کلّیت این قاعده از آیات زیر استنباط میگردد:
سوره مائده (٥) آیه ٦؛ سوره فتح (٤٨) آیه ١٧؛ سوره نور (٢٤) آیه ٦١؛ سوره احزاب (٣٣) آیه ٣٨؛ سوره حج (٢٢) آیه ٧٨؛ سوره توبه (٩) آیه ٩١.
همچنین جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به نرمافزار آوای ملکوت، دروس قواعد فقهیّه، قاعدۀ «لا حرج». (محقّق) - رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ٣، ص ٣٤٧ و ٣٤٨.
