اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های معرفت ج 3

شرح دعای ابوحمزه ثمالی

0
جلد ها

شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شی‌ءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی

آموزه‌های معرفت ج 3

49
  • انطباق دستورات بزرگان بر فطرت

  •  یک نفر از دوستان که از جرّاحان بسیار معروف و مشهور است، یک وقت به مرحوم آقا می‌گفت:

  • من گاهی‌اوقات یک عمل جرّاحی انجام می‌دهم که هشت ساعت طول می‌کشد و وقتی به منزل می‌رسم به‌سختی می‌توانم بلند شوم! نمازم را چه‌کار کنم؟!

  • هشت ساعت خیلی زمان زیادی است! دیگر از او چیزی نمی‌مانَد! می‌دانید مرحوم آقا چه فرمودند؟ ایشان فرمودند:

  • آقا، در همان رختخواب که هستی دستت را روی رختخواب بزن و تیمّم کن و نمازت را بخوان و بخواب!

  •  آن شخص می‌گفت: «من دیگر نمی‌دانم رکعات آخر را در خواب می‌خوانم یا در بیداری!»

  •  کدام فقیهی چنین فتوایی می‌دهد؟! این دینی است که وجدان و فطرت آن را می‌پذیرد. چرا او می‌گوید: «در روی زمین مانند پدرت کسی نیست»؟ چون با فطرتش تطبیق می‌کند، ولی دیگران در جواب او دقیقاً عکس این مطلب را می‌گفتند! حالا نمی‌گویم از کجا و بیشتر توضیح نمی‌دهم! به او گفته بودند: «باید برخیزی و وضو بگیری و وقتی هم که وضو می‌گیری باید شعور و ادراکت به‌جا باشد؛ یعنی درحال مَنگی وضو نگیری، و مواظب باشی که آب به زیر ناخنت برود و تمام مواضع وضویت را فرا بگیرد!» ایشان به من گفت: «اگر من به پدر شما نرسیده بودم، بدون شک دیوانه شده بودم!»

  •  آن، یک دین؛ این‌هم یک دین! هر دوی اینها دین است؛ ولی آن دین، دینی است که انسان را به قهقرا و جاهلیّت می‌برد و انسان را از خدا دور می‌کند و خدا را در ذهن انسان موجودی هیولایی و وحشتناک و موجب تنفّر قرار می‌دهد و از خدا یک موجود ترسناک و قابل اجتناب ترسیم می‌کند! امّا این دین، خدا را می‌آورد، نرم می‌کند، قابل نوازش می‌کند، قابل مصاحبت می‌کند و آن‌قدر نزدیک می‌آورد تا در بغل و در کنار خود آدم می‌نشاند! صحبت می‌کند، می‌خندد، گرم می‌گیرد! خدا را از