
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
60شما چه راهی را نزدیکتر و سهلتر و آسانتر از راه سلوک دیدهاید؟! اینقدر راحت و اینقدر با تبعات و نتایج و مواهب! میگویند: «اگر توانستی ذکر را در سجده بگو؛ و اگر نتوانستی در همان حال بگو! اگر توانستی در وقتش انجام بده؛ و اگر نشد قضایش را انجام بده! اگر انسان میتواند نماز نافلهاش را ایستاده بخواند، اگر نمیتواند نشسته بخواند، اگر نمیتواند در راه و مسیر، خودش را در حال نماز فرض کند و نماز بخواند!»1 یعنی همان اثر وجود دارد. این معنا، معنای «الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی» است.
تعلّق و جنبۀ ربطی بیشتر با پروردگار در ایّام خاص
شما خیال میکنید این حالاتی که برای بعضیها در غیر از موقع عبادت بهوجود میآید، صُدفه است؟! نهخیر، صدفه نیست! چنین مسئلهای بیجهت بهوجود نمیآید. مثلاً شخص در حال حرکت است که یکمرتبه قضیّهای برایش منکشف میشود. این صُدفه نیست؛ بلکه الآن این شخص در چنین زمینهای قرار گرفته که توانسته این جلوات و جذبات را بگیرد. البتّه در بعضی از ایّام مثل ماه رجب و رمضان و بهخصوص دهۀ آخر ماه رمضان، آن جنبۀ تعلّق بیشتر است.
من خودم که شاهد احوال مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ بودم، میدیدم که عنایت ایشان به دهۀ آخر ماه رمضان خیلی بیشتر است؛ خصوصاً شب بیست و هفتم که آنهم تتمّهای از شب قدر است و بنا بر بعضی از روایات، شب قدر است و إحیای در آن قطعاً مستحب است.2 شب بیست و هفتم یکی از چهار شبی است که إحیای در آن مستحب است.3 إحیاء در سه شب دیگر نیز در طول سال مستحب است؛ یکی شب بیست و هفت رجب،4 یکی شب نیمۀ شعبان و یکی هم شب عید قربان! بعضی
- رجوع شود به وسائل الشّیعة، ج ٥، ص ٤٩١ ـ ٤٩٤.
- رجوع شود به تحف العقول، ص ٢٣٣؛ الإقبال، ج ١، ص ١٥٥و ٤٠٢؛ المصنّف، صنعانی، ج ٤، ص ٢٤٦ ـ ٢٥٧.
- رجوع شود به الإقبال، ج ١، ص ٤٠٠ ـ ٤٠٤.
- رجوع شود به مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٨١٣ ـ ٨١٧.
