
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
67أعوذُ بِاللَه مِن الشّیطانِ الرّجیم
بِسمِ اللَه الرّحمٰن الرّحیم
و صلّی اللَه علَی سیّدنا و نبیّنا محمّدٍ و آله الطّاهرینَ
و اللّعنةُ علَی أعدائِهم أجمَعینَ إلَی یَومِ الدّین
و الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجبُینی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ للّه الّذی أسئلُه فیُعطینی و إن کنتُ بَخیلًا حینَ یَستَقرضُنی؛1
«حمد اختصاص به پروردگاری دارد که هرگاه من او را بخوانم، او مرا اجابت میکند؛ و هرگاه او مرا بخواند، من کوتاهی و سستی میکنم! [حمد مختصّ پروردگاری است که هرگاه از او سؤال کنم، به من عطا میکند؛ و اگرچه وقتی او از من چیزی را میخواهد، بخیل هستم]!»
دوام تعلّق و ربط انسان با پروردگار
در مجلس گذشته عرض شد: یکی از جهاتی که در این فقره بهنظر میرسد، مسئلۀ دوام حضور و دوام تعلّق و ربط انسان با پروردگار است که این مسئلۀ دوام تعلّق و ربط، در غیر از پروردگار وجود ندارد.
تعلّقهای دنیوی که براساس معیارها و ملاکهای أهویه و آراء دنیای دَنیّ استوار است، در بعضی اوقات موجود و در بعضی از اوقات منتفی است؛ چون مقطعی است و دوام ندارد. تعلّقهایی که براساس روابط و داد و ستد مادّی و نفع شخصی است، یک روز
- مصباح المتهجّد، ج ٢، ص ٥٨٢، فقرهای از دعای ابوحمزۀ ثمالی.
