
آموزههای معرفت ج 3
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
شرح فقرات ذیل از دعای ابو حمزه : الحمدُ للّه الّذی أدعوهُ فیُجیبُنی و إن کنتُ بَطیئًا حینَ یَدعونی، و الحمدُ لِله الّذی أسألُه فَیُعطینی و إن کُنتُ بَخیلًا حینَ یَستقرِضُنی، و الحَمدُ لِلَّه الّذی أُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجَتی و أخلو به حَیثُ شِئتُ لِسِرّی بِغیر شَفیعٍ فَیَقضی لی حاجتی. الحمدُ لِلَّه الّذی لا أدعو غیرَه و لو دَعوتُ غَیرَه لم یَستجِب لی دعائی، و الحمدُ للَّه الّذی لا أرجو غیرَه و لو رجوتُ غیرَه لأخلَفَ رَجائی و الحمدُ للّه الّذى یَحلُم عنّى حتّى کأنّى لا ذَنبَ لى فَربّی أحمَدُ شیءٍ عِندی و أحَقُّ بِحَمدی
آموزههای معرفت ج 3
69قمی میآمد و با تحتالحنکِ عمامهاش، گرد نعل او را میسترد و پاک میکرد.1 ایشان در نجف بود و یکی از اولیا به نام نور علیشاه که اسمش در تراجم هم مذکور است2 ـ شاگرد سیّد علیرضا دَکَنی و معصوم علیشاه ـ به کربلا آمده بود و در آنجا افرادی را جذب کرده بود. علما دیدند که ایشان مطالبی میگوید و حرفهایی میزند و افراد را به خود جذب میکند و دیگر کار دستگاه و دکّانشان کساد است، و اگر یک مقداری دیر بجنبند قافیه را باختهاند و خلاصه باید کاری کرد که این مانع را از سر راه برداشت!3
مرحوم علاّمه طباطبائی یک روز به مرحوم آقا میفرمودند:
این تمدّن غرب اگرچه در مسائل زندگی و خانوادگی و امثالذلک یک مفاسدی را مثل بیبند و باری و فساد اخلاقی و خروج و تعدّی و تجاوز از حقوق برای ما به ارمغان آورد، ولی یک نکتۀ مفیدی که در آن بود این بود که آن تعلّق وثیق و آن متابعت و حرفشنوی کورکورانه و متحجّرانه و تعبّدی مردم از روحانیّت را برداشت.
در سابق هرچه روحانیّت میگفت، مردم گوش میدادند و اصلاً فکر نمیکردند که آیا روحانیّت درست میگوید یا غلط میگوید؟ هر کسی به حرف هر شخصی که دوست داشت گوش میداد.
تقلید کورکورانه عامل انحراف مشروطه
در جریان مشروطه روحانیّت دو دسته شده بود: یک دسته مشروطه خواه؛ و یک دسته سلطنتطلب! در رأس مشروطه خواهها آخوند (صاحب کفایه)، ملاّ عبداللَه مازندرانی، حاج میرزا حسین خلیلی، مرحوم نائینی و شیخ فضلاللَه نوری بودند. البتّه شیخ فضلاللَه نوری در ابتدا با مشروطه خواهان بود، ولیکن بعداً با آنها هم به معارضه
- رجوع شود به مستدرک الوسائل، ج ٢٠، الخاتمة، ج ٢، ص ٤٤ و ٤٥؛ مطلع انوار، ج ٣، ص ١٥٩؛ رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم، ص ٢٠.
- رجوع شود به بستان السّیاحة، ص ٨٦ ـ ٩١؛ ریاض السّیاحة، ج ١، ص ٦٥٤ ـ ٦٦٣؛ تذکرة ریاض العارفین، ص ٦٩٨ ـ ٧١٣؛ طرائق الحقائق، ج ٣، ص ١٩٧ ـ ٢٠٣.
- رجوع شود به طرائق الحقائق، ج ٣، ص ١٩٩ و ٢٠٠؛ مطلع انوار، ج ٣، ص ١٨٧ ـ ١٩٠.
