
آموزههای ولایت ج ۲
بیانات عید نیمه شعبان
این کتاب مجموعهای از سخنرانیهای ارزشمند آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدَّس اللّه سرَّه) است که در ایام نیمه شعبان، بین سالهای 1409 تا 1439 هجری قمری ایراد شده است. قدر مشترک این بیانات، ولایت ائمه معصومین و خصوصاً امام زمان علیهم السلام به عنوان امام حیّ، میباشد که باعث قوام دین و تحقق بخشیدن به حقیقت توحید و «الله أکبر» است. استاد مرحوم، ضمن تبیین انتظار ظهور از حیث ظاهر و باطن، تأکید میکند عزت حقیقی و عقول کامله، تنها در عصر ظهور میسّر خواهد بود. ایشان با طرح مبحث مهم معرفت و حقیقت ولایت که اساس مکتب تشیع و محور تألیف قلوب میباشد، بر لزوم شناخت جایگاه واقعی امام علیه السلام تأکید کرده و بیان میدارند با حصول چنین معرفتی، ظهور و غیبت امام، برای عارف یکسان میباشد. این مباحث در ضمن یازده مجلس، با بیان عالمانه و شیرین استاد، همراه با نقل حکایات و داستانهای آموزنده از سیره مرحوم علامه آیةالله العظمی سید محمدحسین حسینی طهرانی (قدَّس الله سرَّه) و دیگر بزرگان، صورت پذیرفته است.
آموزههای ولایت ج ۲
26﴿إِذۡ تَسَوَّرُواْ ٱلۡمِحۡرَابَ﴾؛ «از محراب بالا آمدند!» مگر دو نفر که بخواهند پیش قاضی بیایند، از دیوار خانهاش بالا میروند؟! آنها در میزنند و میآیند. پس مسئله، مسئلۀ ظاهری نبوده است، بلکه مسئلۀ باطنی بوده است و در عالم مکاشفه برای آن حضرت اینچنین کشف شده است. اما اگر دو نفر پیش همین حضرت داود بیایند و او را حَکَم قرار بدهند و آن حضرت بخواهد حکم کند، امکان ندارد که آن حضرت در قضاوت دچار اشتباه بشود!
تفاوت انبیا در میزان ادراک کلمۀ توحیدیۀ «لا إله إلاّ الله»
مسئلۀ عصمت، در عالم ظاهر و در بیان حقایق و رساندن احکام الهی و قوانین به خلق است که نباید پیغمبر دچار اشتباه بشود؛ اما اینکه داریم: «حسناتُ الأبرارِ سَیِّئاتُ المُقَرَّبین»1 یعنی در آن مقامات عِلویّ امکان دارد مسئلهای که اصلاً در نظرِ عادی گناه جلوه نمیکند و حتّی در عوالم بالا هم معصیت شمرده نمیشود، ولی این مسئله بالنسبة به عالم مافوق، ذَنبی باشد که لایُغَفر است و نباید از یکچنین شخصی این ذنب سر بزند.
انبیا از این نقطهنظر تفاوت دارند و سعه و ادراک آنها نسبت به اوصاف توحیدیّۀ پروردگار و معارف الهیّه مختلف است؛ گرچه همۀ آنها در این جهت شریکاند که تمام خلق را من البَدو إلی الخَتم به توحید و بیرون آمدن از شرک دعوت میکنند، و بین آنها در این قضیّه فرقی نمیکنند.
﴿لَئِنۡ أَشۡرَكۡتَ لَيَحۡبَطَنَّ عَمَلُكَ﴾؛2 «(ای پیغمبر، ای مخاطب ما، ای مردم!) در صورت شرک، عمل حبط میشود.»
آنچه با راه توحید نمیسازد و با تدیّن و عبودیّت وفق نمیدهد شرک است. لذا داریم: ﴿پروردگار از تمام گناهان میگذرد غیر از شرک! از شرک نمیتواند بگذرد!﴾3 چرا نمیتواند بگذرد؟ چون این لازمۀ توحید است، و لازمۀ توحید، نفی غیر و غیریّت
- . رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم، ص 118، تعلیقه 3:
«عبارت”حسنات الأبرار سیئات المقربین“ مضمون روایتی نیست، گرچه حکمی است صحیح و مطلبی است واقعی و حقیقی.» - . سوره زمر (39) آیه 65.
- . سوره نساء (4) آیه 48: ﴿إِنَّ ٱللَهَ لَا يَغۡفِرُ أَن يُشۡرَكَ بِهِۦ وَيَغۡفِرُ مَا دُونَ ذٰلِكَ لِمَن يَشَآءُ﴾.
- . رساله سیر و سلوک منسوب به بحر العلوم، ص 118، تعلیقه 3:
