
مثنوی معنوی - دفتر اول
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
دفتر اول از کتاب شریف «مثنوی معنوی» از آثار نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - نینامه - حقیقت عشق إلهی و کیفیت حرکت سالک در مسیر معبود. - توصیف حال عارف بِالله نسبت به دنیا. - لزوم تبعیت از ولیّ إلهی. - بیان راههای انحرافی مزوّران در مقابل مسیر حق. - معنای جبر و تفویض. - ادب حضرت آدم علیهالسلام در مقابل خداوند. - غیرت خداوند متعال در تحریم زشتیها. - تفسیر «مَن کانَ للّٰه کانَ اللٰهُ له». - بیان نفحههای الهی بر سالکان. - هدایتنیافتن معاندان. - توصیۀ پیامبر دربارۀ تقرّب به خدا با عقل. - اخلاص در عشق. - نکوهش قیاس.
مثنوی معنوی - دفتر اول
129گر ضعیفی در زمین خواهد امان *** غُلغل افتد در سپاهِ آسمان گر به دندانش گَزی پُرخون کُنی *** دردِ دندانت بگیرد چون کُنی؟1 ----------
شیرْ خود را دید در چَه وز غُلو *** خویش را نشناخت آن دَم از عَدو2 عکسِ خود را او عَدوی خویش دید *** لا جَرم بر خویش شمشیری کشید ----------
ای بسا ظلمی که بینی در کَسان *** خوی تو باشد در ایشان ای فُلان اندر ایشان تافته هستیِّ تو *** از نفاق و ظلم و بد مستیِّ تو3 آن تویی وآن زخمْ بر خود میزنی *** بر خود آن دَم تارِ لعنت میتَنی در خود این بد را نمیبینی عیان *** ور نه دشمن بودهای خود را به جان حمله بر خود میکنی ای سادهمَرد *** همچو آن شیری که بر خود حمله کرد چون به قعرِ خویِ خود اندر رَسی *** پس بدانی کز تو بود آن ناکَسی ----------
شیر را در قعرْ پیدا شد که: بود *** نقشِ او، آن کِش دگر کس مینمود4 هر که دندانِ ضعیفی میکَنَد *** کارِ آن شیرِ غلطبین میکُند ای بدیده خالِ بد بر روی عَم *** عکسِ خالِ توست آن، از عَم مَرَم5 ----------
«مؤمنان آیینۀ یکدیگرند» *** این خبر را از پیَمبر آورند6 پیشِ چشمت داشتی شیشهیْ کبود *** زآن سببْ عالَم کبودَت مینمود7 گر نه کوری، این کبودی دان ز خویش *** خویش را بد گو، مگو کس را تو بیش - اگر مظلوم را با دندانْ مجروح سازی و خونش را بریزی... .
- غُلو: فرط سرکشی. عَدو: دشمن.
- تافته: منعکس شده. بدمَستیّ: هرزهگویی و بدکرداری در حالت مستی و زوال عقل.
- برای شیر در قعر چاه معلوم شد که: آن کسی که او را دیگری میپنداشت، تصویر و عکس خود او بود.
- عَم: عمو. مَرَم: فرار نکن.
- سنن أبیداود، ج 2، ص 460؛ رسولاللٰه صلّی اللٰه علیه و آله و سلّم: «المُؤمِنُ مِرآةُ المُؤمِن.»
- کَبودَت مینمود: در نظرت تیره و تار دیده میشد.
