اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

107
  • گفت: «خواب آمد مرا، بُگذار و رو»***گفت: «آخِرْ یار را مُنقاد شو
  • تا بخُسبی در پناهِ عاقلی***در جوارِ دوستی صاحب‌دلی»
  • در خیال افتاد مَرد از جِدّ او***خشمگین شد، زود گردانید رو:1
  • «کاین مگر قصد من آمد، خونی است؟***یا طمع‌داری، گدایی، تونی است‌؟
  • یا گِرو بستَه‌ست با یاران بدین***که بترسانَد مرا زین هم‌نشین؟
  • 🔹 یا حسد دارد ز مِهرِ یارِ من***کاین‌چنین جِدّ می‌کُند در کار من؟‌»
  • خود نیامد هیچ از خُبثِ سِرش***یک گمانِ نیک اندر خاطرش
  • ظَنّ نیکش جملگی بر خرس بود***او مگر مر خرس را هم‌جنس بود؟!
  • 🔹 بد گمان و اَبله و نااهل بود***وز شقاوت او مُطیعِ جَهل بود
  • 🔹 بد رَگ و بدرأی و بدبختِ ابد***گُمرَه و مغرور و کور و خوار و رَد2
  • 🔹 خرس را بُگزید بر صاحب‌کمال***ر‌و سیَه، حاصلْ تَبَه، فاسدْ خیال
  • عاقلی را از خری تهمت نهاد***خرس را دانست اهلِ مِهر و داد3
  • گفتنِ موسیٰ علیه السّلام گوساله‌پرست را که: «این خیال‌اندیشیِ تو از کجاست‌؟!»

  • گفت موسیٰ با یکی مستِ خیال:***«کای بَد اندیش از شِقاوت وز ضَلال
  • صد گمانت بود بر پیغمبریم***با چنین برهان و این خُلقِ کریم
  • صد هزاران معجزه دیدی ز من***صد خیالت می‌فُزود و شکّ و ظنّ
  • از خیال و وسوسه تنگ آمدی***طَعن بر پیغمبریّ‌ام می‌زدی
  • گَرد از دریا بر‌آوردم عَیان***تا رهیدید از شرّ فرعونیان
  • ز‌آسمانْ چل سالْ کاسه و خوان رسید***وز دعایم جویْ از سنگی دوید
  • 🔹 چوب شد در دست من نَر اژدها***آبْ خون شد بر عَدویِ ناسزا
  • 🔹 شد عصا مار و کفَم شد آفتاب***آفتاب از عکسِ نورم شد شهاب
  • این و صد چندین و چندین گرم و سرد***از تو -ای سرد- آن توهّم کم نکرد؟!
  • بانگ زد گوساله‌ای از جادویی***سجده کردی که: ”خدای من تویی“!
    1. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: رو بگردانید زو.
    2.  نسخۀ مِلکی نیکلسون: بد رَگ و خود رأی.
    3.  نسخۀ قونیه: از سگی تهمت نهاد.