
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
126آن سگِ عالِم شکارِ گور کرد *** وین سگِ بیمایه قصدِ کور کرد علم چون آموخت سگ، رَست از ضَلال *** میکند در بیشهها صیدِ حلال سگ چو عالِم گشت، شد چالاک و زَهف *** سگ چو عارف گشت، شد زَ اصحابِ کهف1 سگ شناسا شُد که میرِ صید کیست *** ای خدا آن نورِ اِشناسنده چیست؟ کور نشناسد، نه از بیچشمی است *** بلکه این زآن است کز جهل است مست نیست خودْ بیچشمتر کور از زمین *** این زمین از فَضلِ حق شد خَصمبین نورِ موسیٰ دید و موسیٰ را نواخت *** خَسفِ قارون کرد و قارون را گداخت رَجف کرد اندر هلاکِ هر دَعیّ *** فهم کرد از حق که ﴿یا أرْضُ ابْلَعی﴾ آب و خاک و باد و نارِ با شَرَر *** بیخبر با ما و با حق باخبر2 ما به عکسِ آن، ز غیرِ حقْ خَبیر *** بیخبر از حقّ و با چندین نَذیر لاجَرم ﴿أشْفَقْنَ مِنْها﴾ جملهشان *** کُنْد شد زآمیزِ حیوانْ حملهشان گفت: «بیزاریم جمله زین حیات *** کاو بوَد با خَلقْ حَیّ، با حق مَوات» چون بمانْد از خَلق، گردد او یتیم *** اُنسِ حق را قلب میباید سَلیم چون ز کوری دزدْ دزدد کالهای *** میکند آن کورِ عَمیا نالهای تا نگوید دزد او را: «کآن منم *** کز تو دزدیدم که دزدِ پُرفَنَم» کی شناسد کورْ دزدِ خویش را *** چون ندارد نورِ چشم و آن ضیا؟! چون بگوید، هم بگیر او را تو سخت *** تا بگوید او علامتهای رَخت پس جهادِ اکبر آمد عَصرِ دزد *** تا بگوید که چه بُرد آن زن به مزد اَوّلا دزدید کُحلِ دیدهات *** چون سِتانی، باز یابی تَبصِرَت کالۀ حکمت که گمکردهیْ دل است *** پیشِ اهلِ دلْ یقینْ آن حاصل است کوردل با سَمْع و با جان و بَصَر *** مینداند دزدِ شیطان را اثر - اصلاحشده براساس شرح مخزنالأسرار و شروح دیگر. میرخانی: چالاک و زَحف.
- اصلاحشده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: بیخبر از ما و از حق باخبر.
