اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

129
  • گفت: «این اوباش رأیی می‌زنند***تا در این شهرِ خودم قاضی کنند
  • دفع می‌گفتم، مرا گفتند: ”نی!***نیست چون تو عالِمی صاحب فَنی
  • با وجودِ تو حرام است و خَبیث***که کم از تو در قضا گوید حدیث
  • در شریعت نیست دستوری که ما***کمتر از تو شه کنیم و پیشوا“
  • زین ضرورتْ گیج و دیوانه شدم***زین گروه از عَجز بیگانه شدم
  • ظاهراً شوریده و شیدا شدم***لیک در باطن همانم که بُدم1
  • عقلِ من گنج است و من ویرانه‌ام***گنج اگر پیدا کنم، دیوانه‌ام!
  • اوست دیوانه که دیوانه نشد***این عَسَس را دید و در خانه نشد
  • دانشِ من جوهر آمد، نی عَرَض***آن بهایی نیست بهرِ هر غَرَض
  • کانِ قندم، نیْسِتانِ شِکّرَم***هم ز من می‌رویَد و من می‌خورم‌»
  • ----------

  • علمِ تقلیدی و تعلیمی‌ست آن***کز نُفورِ مُستَمِع دارد فَغان
  • چون پیِ دانه، نه بهرِ روشنی‌ست***همچو طالب علمِ دنیای دَنی‌ست
  • طالبِ علم است بهرِ عام و خاص***نی که تا یابد از این عالَم خلاص
  • همچو موشی هر طرف سوراخ کرد***چون‌که ‌نورش رانْد از در، گشت سرد2
  • 🔹 همچو موشی هر طرف سوراخ‌ها***می‌کَنَد، غافلْ ز انوارِ خدا
  • چون‌که سویِ دشت و نورش ره نبود***هم در آن ظُلْماتْ جَهدی می‌نمود
  • گر خدایش بر‌دهد پَرّ خِرَد***بِرْهد از موشیّ و چون مرغان پَرَد
  • ور نجویَد پر، بمانَد زیر خاک***ناامید از رفتنِ راهِ سِماک
  • علم و گفتاری3 که آن بی‌جان بوَد***عاشقِ رویِ خریداران بوَد
  • ‌گر‌چه باشد وقتِ بحثْ این علمِ زَفت***چون خریدارش نباشد، مُرد و رفت
  • مشتریّ من، خدای است و مرا***می‌کِشد بالا که ﴿اَللٰهَ اشْتَریٰ﴾
  • خون‌بهای من، جمالِ ذوالجلال***خون‌بهای خود خورَم، کسبِ حلال
  • این خریدارانِ  مُفلِس را بِهِل***چه خریداری کند یک مشتِ گِل؟!
    1. در نسخۀ قونیه بیت قبل و این بیت با هم این‌گونه آمده است: 
      زین ضرورتْ گیج و دیوانه شدم*** لیک در باطن همانم که بُدم.
    2.  نسخۀ قونیه: رانْد از در، گفت: ”بَرد“.مثنوی شریف: 
      ...*** نیست مرغی از همه سوراخْ فَرد.
    3.  نسخۀ قونیه: علمِ گفتاریّ.