اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

نسخه عربی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

15
  • صوفی آن صورت مپندار ای عزیز***همچو طفلان تا کی از جوْز و مویز؟!1
  • جسمِ ما جوْز و مویز است ای پسر***گر تو مَردی زین دو چیزْ اندر‌گذر
  • ور تو اندر نگْذری، اِکرامِ حق***بُگذراند مر تو را از نُه طَبَق2
  • التزام‌کردنِ خادمْ تیمارِ بَهیمه را، و تخلّف نمودن

  • بشنو اکنون صورتِ افسانه را***لیک هین از کَه جدا کن دانه را
  • حلقۀ آن صوفیانِ مُستَفید***چون‌که ‌در وَجد و طَرَب آخِر رسید
  • خوان بیاوردند بهرِ میهمان***از بهیمه یاد آورْد آن زمان
  • گفت خادم را که: «در آخور برو***راست کن بهرِ بَهیمه کاه و جو»
  • گفت: «لا حَوْل، این چه افزون‌گفتن است؟!***از قدیم این کارها کارِ من است‌»
  • گفت: «تر کُن آن جوَش را از نخست***کآن خرکْ پیر است و دندان‌هاش سست‌»
  • گفت: «لا حوْل، این چه می‌گویی مِها؟!***از من آموزند این ترتیب‌ها»
  • گفت: «پالانش فرو نِه پیشْ پیش***داروی مَنبَل بِنه بر پشتِ ریش‌»
  • گفت: «لا حوْل، آخِر این حکمت‌ْ گذار***جنسِ تو مهمانم آمد صد هزار
  • جمله راضی رفته‌اند از پیش ما***هست مهمانْ جانِ ما و خویشِ ما»
  • گفت: «آبش ده ولیکن شیرِ گرم»***گفت: «لا حول، از تواَم بگْرفت شرم»
  • گفت: «اندر جو تو کمتر کاه کن»***گفت: «لا حول، این سخن کوتاه کن»
  • گفت: «جایش را بِروب از سنگ و پُشک***ور بوَد تر، ریز بر وی خاکِ خشک
  • گفت: «لا حول ای پدر! لا حوْل کن***با رسولِ اهلْ کمتر گو سُخُن»
  • گفت: «بِستان شانه، پشتِ خر بِخار»***گفت: «لا حول ای پدر، شرمی بدار»
  • 🔹 گفت: «دُ‌مِ افسار را کوته ببند***تا ز غلطیدن نیفتد او به بند»
  • 🔹 گفت: «لا حول ای پدر، چندین مَنال***بهر خر چندین مرو اندر جَوال»
  • 🔹 گفت: «بر پشتش فِکَن جُل زودتر***ز‌آنکه شب سرماست، ای کانِ هنر»
  • 🔹 گفت: «لا حول ای پدر، چندین مگو***استخوان در شیر نبْود، تو مجو
  • 🔹 من ز تو اُستاترم در فنّ خَود***میهمان آید مرا از نیک و بد
  • 🔹 لایقِ هر میهمان خدمت کنم***من ز خدمت چون گل و چون سوسَنم»
    1. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: صوفیِ صورت.
    2. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: بگذری.