اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

نسخه عربی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

23
  • هر کراماتی که می‌جویی به جان***او نمودت تا طمع کردی در آن
  • چند بتْ احمد شکست اندر جهان***تا که یا رَبّ‌گوی گشتند اُمّتان
  • گر نبودی کوششِ احمد، تو هم***می‌پرستیدی چو اجدادت صَنَم
  • این سَرت وا رَست از سجده‌یْ صَنَم***تا بدانی حقّ او را بر اُمَم
  • گر بگویی شُکرِ این رَستن، بگو***کز بتِ باطن هَمَت بِرْهانَد او1
  • مر سَرت را چون رهانید از بُتان***هم بدان قوّت تو دل را وا رَهان
  • سر ز شُکرِ دین از آن بر‌تافتی***کز پدر میراثِ مُفتَش یافتی
  • مردِ میراثی چه داند قدرِ مال؟!***رُستمی جان کَنْد و مَجّان یافت زال
  • ----------

  • «چون بگریانم، بجوشد رحمتم***آن خروشنده بنوشد نعمتم
  • گر بخواهم داد، خود بنْمایمش***چونْش کردم بسته‌دل، بُگشایمش‌2
  • رحمتم موقوفِ آن خوش‌گریه‌هاست***چون گریست، از بَحرِ رحمتْ موج خاست
  • 🔹 تا نگرید ابر، کی خندد چمن؟!***تا نگرید طفل، کی جوشد لَبَن؟!»
  • حلوا خریدنِ شیخ احمد خِضرَوَیه جهتِ غَریمان به الهام حق‌ تعالیٰ

  • بود شیخی دائماً او وام‌دار***از جوانمردی که بود آن نامدار
  • ده هزاران وام کردی از مِهان***خرج کردی بر فقیرانِ جهان
  • هم به وامْ او خانقاهی ساخته***خان و مان و خانْقه در‌باخته
  • 🔹 احمدِ خِضرویه بودی نامِ او***خدمتِ عُشّاق بودی کامِ او
  • وامِ او را حق ز هر جا می‌گزارْد***کردْ حق بهرِ خلیل از ریگْ آرْد
  • ----------

  • گفت پیغمبر که: «در بازارها***دو فرشته می‌کند دائم ندا:
  • ”کای خدا تو مُنفِقان را دِه خَلَف***وِ ای خدا تو مُمسِکان را دِه تَلف“»
  • خاصه آن مُنفِق که جانْ انفاق کرد***حَلقِ خودْ قربانیِ خَلّاق کرد
  • حلق پیش آورْد اسماعیل‌وار***کارْد بر حلقش نیارد کردگار
  • پس شهیدانْ زنده ز‌آن رویند و خَوش***تو بدان قالب بمَنگر گَبر وَش
  • چون خَلَف دادَستِشان جانِ بقا***جانِ ایمن از غم و رنج و شِقا
    1.  نسخۀ ناسخه: گر توانی.
    2.  نسخۀ قونیه: گر نخواهم داد، خود ننمایمش.