
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
24----------
شیخِ وامی سالها این کار کرد *** میسِتَد میداد همچون پایمرد تخمها میکاشت تا روزِ اَجل *** تا بوَد روزِ اَجلْ میرِ اَجلّ چونکه عمرِ شیخ در آخِر رسید *** در وجودِ خود نشانِ مرگ دید وامدارانْ گردِ او بنشسته جمع *** شیخ در خود خوش، گدازان همچو شمع1 وامداران گشته نومید و تُرُش *** دردِ دلها یار شد با دردِ شُش2 شیخ گفت: «این بدگمانان را نگر *** نیست حق را چارصد دینارِ زر؟!» کودکی «حلوا» ز بیرون بانگ زد *** لافِ حلوا بر امیدِ دانگ زد شیخْ اشارت کرد خادم را به سَر *** که: «برو آن جمله حلوا را بخر تا غَریمان چونکه آن حلوا خورند *** یک زمانی تلخ در من ننگرند» در زمانْ خادم برون آمد ز در *** تا خَرد آن جمله حلوا را به زر گفت او را: «کاین همه حلوا به چند؟» *** گفت کودک: «نیمْ دینار است و اَند» گفت: «نی، از صوفیان افزون مَجو *** نیمْ دینارت دهَم دیگر مگو» او طَبَق بنْهاد اندر پیشِ شیخ *** تو ببین اسرارِ سِرّاندیشِ شیخ کرد اشارت با غَریمان: «کاین نَوال *** نَک تبرّک، خوش خورید این را حلال» 🔹 بهرِ فرمانْ جملگی حلقه زدند *** خوش همی خوردند حلوا همچو قند چون طَبق خالی شد آن کودک سِتَد *** گفت: «دینارم بده ای پُرخِرد» شیخ گفتا: «از کجا آرَم دِرَم؟! *** وامدارم، میروم سویِ عدم» کودک از غم زد طَبق را بر زمین *** ناله و گریه برآورْد و حَنین ناله میکرد و فَغان و هایهای: *** «کای مرا بشکسته بودی هر دو پای کاشکی من گِردِ گُلخَن گشتمی *** بر درِ این خانِقَه نگْذشتمی صوفیانِ طبلخوارِ لقمهجو *** سگدلانِ همچو گربه رویشو» از غَریوِ کودک آنجا خیر و شر *** گِرد آمد، گشت بر کودک حَشَر پیشِ شیخ آمد که: «ای شیخِ درشت *** تو یقین دان که مرا اُستا بکُشت گر برِ اُستا رَوَم دستِ تهی *** او مرا بُکشد، اجازت میدهی؟!» - نسخۀ ناسخه: وامخواهان.
وامدار: طلبکار، وامدهنده. سبزواری: وامداد اظهر است. - نسخۀ ناسخه: وامخواهان.
- نسخۀ ناسخه: وامخواهان.
