اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

33
  • تو همی‌گفتی که: ”خر رفت ای پسر“***از همه گویندگان با ذوق‌تر
  • باز‌می‌گشتم که او خود واقف است***زین قضا راضی‌ست، مردی عارف است‌»
  • گفت: «آن را جمله می‌گفتند خَوش***مر مرا هم ذوق آمد گفتنش
  • مر مرا تقلیدشان بر باد داد***که دو صد لعنت بر این تقلید باد
  • خاصه تقلیدِ چنین بی‌حاصلان***کآبرو را ریختند از بهرِ نان1
  • عکسِ ذوقِ آن جماعت می‌زدی***وین دلم ز‌آن عکسْ ذوْقین می‌شدی‌»
  • ----------

  • عکسْ چندان باید از یارانِ خَوش***که شوی از بَحر بی‌عکسْ آب‌کَش2
  • عکس کَاوّل زد، تو آن تقلید دان***چون پیاپی شد، شود تحقیقْ آن
  • تا نشد تحقیق، از یاران مبُر***از صدف مگسَل نگشته قطره دُر
  • صاف خواهی چشمِ عقل و سَمْع را***بر‌دران تو پرده‌های طمْع را3
  • ز‌آنکه آن تقلیدِ صوفی از طمَع***عقل او بربست از نورِ لَمَع
  • 🔹 ز‌آنکه صوفی را طمع بُردش ز راه***مانْد در خُسران و کارش شد تباه
  • طمْعِ لوت و طمعِ آن ذوق و سَماع***مانع آمد عقلِ او را زِ اطّلاع
  • گر طمع در آینه برخاستی***در نفاقْ آن آینه چون ماستی
  • گر ترازو را طمع بودی به مال***راست کی گفتی ترازو وصفِ حال؟‌!
  • 🔹 گفت: «گیرم کز طمع قارون شوی***آخِرَ‌الأمر اندر این هامون شوی»4
  • هر نَبی می‌گفت با قوم از صفا:***«من نخواهم مزدِ پیغام از شما
  • من دلیلم، حقْ شما را مشتری***داد حقْ دلّالیَم هر دو سَری
  • 🔹 هست مزدِ کارْ مر دَلّال را***مزد باید داد تا گوید سزا
  • چیست مزدِ کار من؟ دیدارِ یار***‌‌گر‌چه خود بوبکر بخشد چل هزار
  • چِل هزارِ او نباشد مزدِ من***کی بوَد شِبهِ شَبَهْ دُرّ عَدَن؟!»
  • یک حکایت گویمت بشنو به هوش***تا بدانی که: طَمع شد بندِ گوش
  • هر که را باشد طمع، اَلکَن شود***با طمع کی چشمِ دل روشن شود؟!
    1.  نسخۀ قونیه: 
      ...*** خشمِ ابراهیم با بر آفِلان.
    2. نسخۀ بریتانیا (الف): از بَحرِ معنا آب‌کَش.
    3.  نسخۀ قونیه: چشم و عقل و سمْع را.
    4. الحاقی از مثنوی شریف.