
افزودن به لیست علاقه مندی
مثنوی معنوی - دفتر دوم
براساس تصحیح سید حسن میرخانی
0
دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلالالدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم میگردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعاکردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.
نتیجه
مثنوی معنوی - دفتر دوم
35مار و کژدم مر تو را مونِس شود *** کآن خیالت کیمیای مس بوَد صبرْ شیرین از خیالِ خوش شدَهست *** کآن فَرَح وآن تازگی پیش آمدَهست1 آن فَرَح آید زِ ایمان در ضمیر *** ضعفِ ایمانْ نا امیدیّ و زَحیر2 صبر از ایمان بیابد سرکُلَه *** حَیثُ لا صَبرَ فَلا إیمانَ لَه3 گفت پیغمبر: «خداش ایمان نداد *** هر که را نبوَد صبوری در نهاد» آن یکی در چشمِ تو باشد چو مار *** هم وی اندر چشمِ آن دیگر نگار زآنکه در چشمت خیالِ کُفرِ اوست *** وآن خیالِ مؤمنی در چشمِ دوست کاندر این یک شخصْ هر دو فعل هست *** گاه ماهی باشد او و گاه شَست نیمِ او مؤمن بود، نیمیش گَبر *** نیمِ او حرص آوری، نیمیش صبر گفت یزدانت: «فَمِنکُم مؤمنٌ *** باز مِنکُم کافرٌ گَبرِ کُهُن» همچو گاوی نیمۀ جِلدش سیاه *** نیمۀ دیگرْ سپید و همچو ماه هر که این نیمه ببیند ردّ کند *** هر که آن نیمه ببیند کَدّ کند از جمالِ یوسفْ اِخوانْ بس نَفور *** لیک اندر دیدۀ یعقوبْ نور از خیالِ بَد، نظرْشان زشت دید *** چشمِ فرع و، چشمِ اصلی ناپدید چشمِ ظاهر سایۀ آن چشم دان *** هرچه آن بیند، بگردد این بِدان 🔹 سایۀ اصل است فرع، امّا کجا *** سایه با خورشیدْ پا دارد به جا؟! تو مکانی، اصل تو در لا مکان *** این دکان بربند و بُگشا آن دکان شش جهت مگْریز زیرا در جهات *** شش در است و، ششدره مات است مات 🔹 این سخن را نیست حدّ، زندانیان *** مُضطَرَند از دستِ آن خرْ قَلتَبان - نسخۀ قونیه: کآن خیالات فرَج پیش آمدَهست.
- نسخۀ قونیه: آن فَرَج.
- شرح بحرالعلوم و سبزواری: بیاید سرکُلَه.
عیون اخبار الرضا علیهالسلام، ج 2، ص 44؛ از امیرالمؤمنین علیهالسلام: «و الصَّبرُ مِنَ الإيمانِ بِمَنزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ و لا إیمانَ لِمَن لا صَبرَ لَهُ؛ صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به بدن، و کسی که صبر ندارد او را ایمانی نیست»
