اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مثنوی معنوی - دفتر دوم

براساس تصحیح سید حسن میرخانی

0
جلد ها

دفتر دوم از کتاب شریف «مثنوی معنوی» اثر نفیس و گرانسنگ مولانا جلال‌الدین محمد رومی بلخی است که با تصحیحی بر متن مصحَّح مرحوم سیدحسن میرخانی، به ساحت طالبان علم و معرفت تقدیم می‌گردد. برخی از مهمترین موضوعات مندرج در این دفتر: - گرفتاری در وادی توهّمات و تخیّلات. - اهمیّت عقل و تعقّل. - ابلیس در لباس زاهدان و دوستان. - لزوم رهایی از بند دنیا. - ملامت خلق بر اولیا به جهت جهالت. - کیفیت دعا‌کردن به درگاه خداوند متعال. - ایمان و تسلیم دربرابر قضا و قدر إلهی. - تعلّق انسان به عالم دنیا و فراموشی حقیقت خود.

مثنوی معنوی - دفتر دوم

36
  • شکایت‌کردن اهل زندانْ پیش وکیلِ قاضی از دست آن  مُفلِس

  • با وکیلِ قاضیِ ادراک‌مند***اهلِ زندان در شکایت آمدند
  • که: «سلامِ ما به قاضی بَرْ کُنون***باز‌گو آزار ما زین مردِ دون
  • کاندر این زندان بمانْد او مُستمِرّ***یاوه‌تاز و طبل‌خوار است و مُضِرّ
  • مردِ زندانی نیابد لقمه‌ای***ور به صد حیلت گشاید طعمه‌ای
  • در زمانْ پیش آید آن دوزخ‌گلو***حجّتش اینکه: ”خدا گفته: ﴿کُلوا﴾“
  • چون مگس حاضر شود در هر طعام***از وِقاحت بی‌صَلا و بی‌سلام
  • پیشِ او هیچ است لوتِ شصتْ کس***کر کند خود را اگر گوییش: بس!
  • زین‌چنین قحطِ سه ساله، داد داد!***ظِلّ مولانا ابد پاینده باد
  • گو ز زندان تا روَد این گاومیش***یا وظیفه کُن ز وَقفی لقمه‌ایش
  • ای ز تو خوش هم ذُکور و هم إناث***داد کن، اَلمُستَغاث اَلمُستَغاث!»
  • سوی قاضی شد وکیلِ با نمک***گفت با قاضی شکایت یک به یَک
  • خوانْد او را قاضی از زندان به‌پیش***پس تفحُّص کرد از اَعیانِ خویش
  • گشت ثابت پیشِ قاضی آن همه***که نمودند از شکایت آن رَمه‌1
  • گفت قاضی: «خیز زین زندان برو***سوی خانه‌یْ مُرده‌ریگِ خویش شو!»
  • گفت: «خان و مانِ من احسانِ توست***همچو کافر جَنّتم زندانِ توست
  • گر ز زندانم بِرانی تو به رَدّ***خود بمیرم من ز درویشیّ و کَدّ»
  • ----------

  • همچو ابلیسی که می‌گفت: «ای سلام!***رَبّ أنظِرنی إلیٰ یَومِ القیام
  • کاندر این زندانِ دنیا من خوشم***تا که دشمن‌زادگان را می‌کُشم
  • هر که او را قوتِ ایمانی بوَد***وز برای زادِ رهْ نانی بوَد
  • می‌ستانم گَه به مکر و گَه به ریو***تا بر‌آرند از پشیمانی غَریو
  • گه به درویشی کنم تهدیدشان***گه به زلف و خال بندم دیدشان»
    1. اصلاح‌شده براساس نسخۀ قونیه. میرخانی: گفت نائب پیشِ قاضی.